بهار نو مبارک باد

بهار نوزادی است که همه ساله از بطن زمان زاده شده با قدوم مبارکش طبیعتی را که چندی قبل سیاه و سفید بود با رنگ های رنگین کمان، نقاشی می کند. به عبارهٔ دیگر، بهار را می توان به تابلوی تشبیه کرد که با دستان نقاش چیره دست، تازه نقاشی شده باشد. زمین سبز ، آسمان آبی، درختان جوان و شگوفه ها از آن آویزان، جوی های روان، بلبلان خوش الحان، طراوت بی پایان… بن‌مایهٔ اصلی این نقاشی را شکل داده باشد. یعنی در این فصل، فراش طبیعت فرش زمردین می گستراند، درختان دوباره سبز و جوان می‌شوند، لاله های داغ‌ دیده از دل خاک سر بلند کرده طبیعت را لاله باران می کنند. پرنده گان با شور و هلهلهٔ فراوان از لانه های شان بیرون شده از آمدن فصل سر زندگی حظ می برند و آواز می ‌خوانند… این ها همه دال بر این است که طبیعت خود به پیشواز حیات دوباره‌اش جشن برپا‌ داشته در پی اعتقادات آدمیان در پیوند به جشن گرفتن یا نگرفتن و حلال و حرام پنداشتن آن نیست.

به هر رو، نوروز جشنی است مردمی و با هیچ کیش و آئینی ارتباط نداشته، عمری به درازای عمر اقوام آریایی دارد. این جشن، به قول آقای دکتورعبدالغفور آرزو ـ شاعر و نویسندهٔ چیره دست کشورـ  « به عنوان هویت تمدنی آریانا و خراسان بزرگ، آیینه دار پیوند تاریخی و سرنوشت مشترک جغرافیایی است، که امروز به چهارده کشور مستقل منقسم شده اند. لذا تلاش های مبنی بر نفی آن ره به جای نخواهد برد.»

در کابل قدیم یک ماه قبل از آمدن فصل بهار دکانداران، دکانهای شان را چراغان می کردند. بازار کلچه ‌پزها ، شیرینی پزها، نخود پزها، ماهی و جلبی پزها گرم میبود. یعنی آمد آمد بهار و شور هلهله ٔ آن به کابل رنگ و رخ قشنگ می بخشید. مردم به پیشواز سال نو خانه تکانی، پخته تکانی و پاکاری کرده، خانه های شان را رنگ و روغن می کردند و نقش و نگاره های از انواع گلها را بر دیوار های خانه های شان می کشیدند. در ظرفی گندم می کاریدند تا سبز شود و میله سمنک را برگزار نمایند. در آخرین چهارشنبهٔ سال از روی آتش می پریدند و به اصطلاح رنجوری خود را بر آتش می ریختند و گرمی و سرخی آتش را از آن خود می دانستند.

انجام کار هایی را که کابلیان در این روز شگون می پنداشتند، یکی پوشیدن لباس جدید بود که در روز نوروز، مرد و زن و پیر و جوان و کودکان لباس نو بر تن می کردند زیرا پوشیدن لباس جدید برای ایشان شگون نیک در پی داشت. به باور ایشان اگر کسی در سر سال لباس جدید بپوشد تا آخر سال لباس های جدید خواهد داشت. از شگون های دیگر آنان را، دود کردن اسپند جهت رفع بلا، بستن خروس و بز سفید در میان حویلی، نگاه نکردن به اشیای سیاه‌ رنگ … و غیره شکل می داد.

از خوراکی های ویژهٔ نوروز می توان از سبزی چلو، نارنچ پلو، ماهی و جلبی، کلچه های تنوری، هفت میوه … و غیره نام برد و از جای های که تشریفات نوروز در آن برگزار می شد یکی تپه یی به نام جُبه بود و دیگر باغ بابر که در آن زمان به نام باغ نوروزی یاد می شد جاهای دیگر، دامنهٔ کوه خواجه صفا، باغ چهلستون و روضهٔ حضرت شاه ولایت‌ مآب و میلهٔ گل سرخ واقع در مزار شریف… است  که مردم برای تجلیل از نوروز می رفتند و الان نیز می روند.

از سرگرمی های معروف کابلیان در این روز و در جشن های که در چمن حضوری برپا می شد، کاغذ پرانبازی، مرغ جنگی، تخم جنگی، کشتی گیری، سگ جنگی … را می توان یاد کرد و از سرگرمی های زنان در این روز، رفتن به باغهای ‌زنانه  و پرداختن به رقص و پایکوبی، دایره زنی و آواز خوانی بوده است.

در نتیجه دیده می ‌شود که این جشن از زمانه های گذشته تا امروز به پیشواز سال جدید برپا می شود و ربطی به هیچ کیش و آئینی ندارد. مردم می خواهند حیات دوبارهٔ طبیعت را جشن بگیرند و سال جدید را با شادکامی آغاز نمایند.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?