بیکاری و پیوند آن با بی عدالتی

تا زمانیکه پایه های حکومت بر اساس بی عدالتی استوار باشد ، از درد بیکاری خواهیم نالید.دردی که بر مغز و استخوان ملت رخنه کرده و فریادش را به سر زمینی می رساند که ابر سیاه بی عدالتی آسمان عدلش را غبارآلود ساخته است .جایی که به فریادت گوش نمی دهند و شنیده ها را ناشنیده می‌گیرند. در حال حاضر بیکاری به معضل اساسی در میان مردم ما مبدل گشته است. بنابر گفتهٔ وزارت کار و امور اجتماعی بیشتر از سه میلیون نفر در این کشور بیکار اند و از این ناحیه رنج می‌کشند.از اینکه دولت تا هنوز نتوانسته است حد اقل برای جوانان تحصیل کرده اش زمینهٔ کار را فراهم بسازد واقعا فاجعه است. جوانان با داشتن مدرک ماستری و لیسانس در به در می گردند زیرا معیارهای کاریابی را، لیاقت ،استعداد ،سند معتبر نه، بل واسطه ،شناخت قومی، رشوه …شکل می‌دهد. اینجاست که جوانان در چنین حالاتی مجبورند بسوزند و بسازند. گاهی درد بیکاری لبریز شده منجر به عواقب ناگوار می گردد:

افسرده‌گی: جوانانی که با هزاران امید و آرزو برای امتحان کاری آماده‌گی می گیرند  خواب و راحتی را بالای خویش حرام می گردانند تا اینکه روز امتحان فرا می رسد ، مادر با هزار دعا و پناه فرزندش را روانهٔ امتحان می کند چشم های مادر از اشک حلقه می زند اما جلوش را می گیرد تا مبادا اشکش ذره یی حواس فرزنش را پرت نماید. جوان در راه تا اینکه به امتحان برسد دعا می‌خواند پس از سپری نمودن امتحان منتظر نتیجه می ماند اما بعدش می داند که امتحان بهانه یی بیش نبوده اصل اساسی در امتحان بی اعدالتی  و معیار اصلی قوم پرستی بوده است این است که جوان روحیه اش را  از دست داده و دست به دامان افسرده‌گی می زند.

سکوت: اوج نا امیدی سکوت است. زمانیکه جوانان نمی توانند به هدف خویش برسند و بار ها در امتحان کاری به قوم پرستی ها و بی عدالتی ها مواجه گردند و شکست را تجربه می نمایند سکوت را ترجیع می دهند و آن خطرناکترین نوع افسرده‌گی است.

اعتیاد به مواد مخدر: عامل دیگر بیکاری رو آوردن به مواد مخدر است حتا جوانان تحصیل کرده وقتی از بیکاری به ستوه می آیند چاره یی جز رو آوردن به مواد مخدر نمی بینند لهذا معتاد می شوند.

مهاجرت: با آنکه برای هرکس وطنش کشمیر است اما بیکاری مردم را مجبور می سازد تا کشمیرش را ترک بگوید و روانهٔ دیار غربت گردد زیرا مجبورند نفقهٔ خانوادهٔ خویش را تأمین کنند. در راه این مهاجرت ها با هزار و یک نوع خطر مواجه می گردند تا حدی که به قیمت از دست دادن جان شان تمام می شود.

پیوستن به گروه های مخالف: یکی از عوامل دیگر بیکاری همدست شدن جوانان با گروه های مخالف است در حال حاضر گروه های مخالف بیکاری را نکتهٔ ضعف جوانان دانسته و آنها را با دادن پول گزاف مجبور می سازند تا بر ضد دولت اقدام نمایند.

فقر: بیکاری موجب فقر  و فقر عامل فساد و رو آوردن به اعمال ناشایست است گاهی جوانان از روی فقر و بیکاری دست به فساد و فساد کاری می زنند گاهی از بابت فقرنمی توانند تحصیلات شان را بر پایه اکمال برسانند و از ادامه تحصیل باز می مانند.

در نتیجه باید گفت که عامل اساسی این همه بیکاری ها را بی عدالتی شکل می دهد جوانان در هر نهاد دولتی و غیر دولتی امتحان می دهند اما خبری از کامیابی ایشان نیست جز کسانی که از زور و قدرت و پشتیوانهٔ قومی می نازند. ولی جای نگرانی نیست چون روزی فرا خواهد رسید تا عدالت خدا تأمین گردد و مفسدین به سزای اعمال خویش برسند آن روز دور نیست.


نوشته از:  مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?