تفاوت کابل قدیم با کابل امروز:

قسمت اول:

کابل شهری که ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در کتاب اوستا( تاریخ و فرهنگ زنده و گویایی آریایی ها) یاد شده است همچنین این شهر در کتاب ریگ ودا( یکی از کتاب های چهارگانهٔ هندوان) به عنوان شهر ایده آل تحسین شده است. شهری که خودش را میان کوه های هندوکش جا داده و  با دریایی که به نام خودش مسمی است همگام شده است. این شهر خانهٔ مشترک همهٔ افغان ها است، خانه یی که بار ها نشانه گرفته شد، بار ها به گلوله بسته شد و بار ها ویران گردید. اگر به تاریخ کشور نظری انداخته شود دیده می شود که کابل شهر درد کشیده است شهری که هیچگاهی آب خوشی از گلویش فرو نرفت و کمتر شاهد روز های خوب بوده است زیرا این شهر تا می خواست سر بلند کند، گلوله باران می شد تا  قدم برراه پیشرفت و ترقی می نهاد ، زخم بر می داشت. این زخم ها رفته رفته ناسور گشت و کابلیان را به ستوه آورد. تا حدی که همه پا به فرار گذاشت و کابل تنها ماند. کسی نبود تا بر زخمش مرحم بگذارد، غمخواری نمانده بود تا دردش را درمان کند. ولی در این میان کسانی بودند که در بدترین شرایط کابل را ترک نگفتند اما چاره یی نداشتند تا کابل شان را نجات دهند لهذا سوختند و ساختند به هر رو کابل از گذشته های دور تا امروز گرم و سرد روزگار را چشیده  و شاهد فراز و نشیب های فراوان بوده است من در این متن می خواهم کابل دیروز را با کابل امروز مقایسه کنم اینکه از گذشته تا امروز شاهد چه تغییرات بوده است را در ادامهٔ متن مطالعه کنید.

 بی برقی از گذشته تا امروز دامنگیر کابل بوده است: در گذشته مردم روز ها چشم به راه آمدن برق می نشستند  ولی  از برق خبری نمی شد. با آنکه خانه هایشان تاریک  بود ولی قلب های سرشار از روشنایی داشتند ایشان تاریکی شب را با نور ایمان خویش می زدودند یعنی مردم با قلب های پاک با نیت صاف خویش کابل را روشنایی بخشیده بودند. اگرچه از طرف شب در زیر نور کمرنگ اریکین، شمع و چراغک های تیلی می نشستند ولی با همان نور کمرنگ قناعت داشتند امروز کابل نسبت به گذشته روشن است چون برق گاه و بیگاه در خانه های مان را می کوبد و کله کَشَک می کند. باآنکه امروز خانه های ما روشن است ولی قلب های ما تاریک گشته ؛محبت ها کمرنگ شده و صمیمیت ها به باد فنا رفته است. اینجاست که مردم پشت همان نور کمرنگ گذشته ها دق شده اند و آن را نسبت به روشنایی امروز ترجیح می دهند.

کابل امروز از بی کاری داد می زند: در گذشته مکاتب و دانشگاه ها اندک بود ولی زمینهٔ کار بیشتر امروز در هر کوچه و پس کوچه در دو سه قدمی ما لوحهٔ مکاتب و دانشگاه های خصوصی به چشم می خورد و هزاران هزار دانشجو، همه ساله فارغ می گردند ایشان با داشتن مدرک تحصیلی در به در دنبال کار می گردند ولی معیار کاریابی را همانا رشوه و شناخت  قومی شکل می دهد. تا این معیار ها را نداشته باشی به تحصیلت کسی وقعی نخواهد گذاشت. در گذشته همین که جوانان از صنف دوازده فارغ می شدند در جایی مامور مقرر می گردیدند و انانیکه از دانشگاه فارغ می شدند از سوی نهاد تحصیلیی که مدرک آن را بدست می آوردند ، مطابق رشتهٔ شان در یکی از وزارتخانه ها یا محل های کاری دیگر معرفی می گردیدند و صاحب وظیفه می شدند امروز جوانان با داشتن گواهی نامه های لیسانس و ماستری بیکار اند و از این ناحیه رنج می برند.

تفاوت کابل قدیم با کابل امروز در این متن خلاصه نمی گردد نا گفته های دیگر را انشاءالله در قسمت دوم خواهم نوشت


نوشته از: مطواع کبیر

 

How
You Feel
In Kabul?