جشن استقلال در گذشته چگونه بود؟

۲۸ اسد، روز استرداد استقلال افغانستان، یک تاریخ فراموش ناشدنی از کشور است. نیاکان غیور مان در برابر نیروهای بریتانیا  شجاعانه رزمیدند و سرانجام استقلال شان را به‌دست آوردند. باید گفت که ابرمردان شجاع کشور، استقلال افغانستان را به قیمت جان شان به‌دست آوردند. در راه حصول این آزادی، هزاران جوان افغان جان‌های شیرین  شان را فدا کردند تا باشد وطن را از زیر بار منت و از اسارت بیگانگان نجات دهند.

مردم افغانستان در گذشته از بیست و هشتم اسد، روز افتخار آفرین کشور به نیکوترین وجه تجلیل به عمل می‌آوردند.  چنانچه چند روز قبل از فرا رسیدن جشن استقلال، آماد‌گی‌های لازم را جهت برگزاری آن در نظر می‌گرفتند. به‌طور مثال تمام شهر را چراغان می‌کردند. به ویژه چمن حضوری، چهاراهی حاجی یعقوب، جاده‌ها، پل محمود خان و غیره را آذین می‌بستند. همچنان یک یا دو هفته قبل از جشن، شاگردان مکتب را تمرینات ژیمناستیک می‌دادند تا در روز رسم گذشت از برابر شاه و سایر تماشاچیان با حرکات ویژه‌ی شان بگذرند.

بانو زینب محمدی، بانوی هشتاد و پنج سالهای است که خود از نزدیک شاهد برگزاری جشن استرداد استقلال کشور در گذشته بوده است. او در رابطه به چگونگی برگزاری جشن استقلال می‌گوید: «در روز جشن زمانی که شاه سوار بر اسپ وارد چمن حضوری می‌شد، توپ‌های هوایی فیر می‌شد و همه به احترامش به پا بر می‌خاستند. بعد از آن پادشاه در جایگاه ویژه‌اش می‌نشست. پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و اجرای سرود ملی، شاه دقایقی سخنرانی میکرد.»

او می افزاید: «بعد از آن قطعات عسکری همراه با  یونیفورم‌های منظم و حرکات ویژه‌ی شان از برابر شاه می‌گذشتند. در ضمن دهقانان، ورزشکاران، شاگردان مکتب و … به نوبت از برابر تماشاچیان می‌گذشتند و فرهنگ رسم گذشت را ادا میکردند.»

پس از رسم گذشت جشن اصلی از طرف شب برگزار می‌شد. بخش مهم این جشن را آتشبازی شکل می‌داد. این آتش بازی که در تپه‌ی نادر خان صورت می‌گرفت، آسمان کابل را به کلی چراغان می‌ساخت. یکی از هموطنان ما که نخواست نامش ذکر شود، خاطره‌اش را از روز جشن استقلال در گذشته چنین بیان می‌کند: «مردم در چمن حضوری همراه با قوم و خویش حتا با همسایه‌های شان یکجا از طرف شب برای میله کردن می‌آمدند و همراه شان گلیمچه‌ها می‌آوردند. روی چمن هموار می‌کردند و می‌نشتند و از فضای  دل‌انگیز جشن لذت می‌بردند.» او می‌افزاید: «عده‌ای غذاهای پخته شده از خانه می‌آوردند و برخی دیگر از هوتل‌هایی که در شب و روزهای جشن در کنج و کنار چمن مصروف پخت و پز بودند، غذا سفارش می‌دادند و در هر قدمی چمن حضوری انواع و اقسام خوراکه‌ها از قبیل بولانی، شور نخود، پکوره، منتو، جواری بریان و غیره وجود داشت.»

آقای باختری یکی از هموطنان دیگر ما که از نزدیک شاهد برگزاری جشن استقلال در گذشته بوده است، می‌گوید: «در جشن استقلال بازار کمپ‌های آواز خوانان مطرح کشور، گرم بود. به‌طور مثال کمپ احمد ظاهر، کمپ استاد سرآهنگ، کمپ فیض کاریزی و غیره…. مردم در کمپ‌های آوازخوانان دلخواه شان می‌رفتند و  با آهنگ‌های آنان کیف می‌کردند.  آقای باختری اضافه می‌کند: «می‌خواستم در کمپ احمد ظاهر بروم تکت او به مشکل پیدا می‌شد، چون مردم بیشتر علاقه‌مند احمد ظاهر و استاد سر آهنگ بودند. سر انجام با بسیار خواری و زحمت تکت آن را به‌دست آوردم.»

به‌همین ترتیب در روزهای جشن که مدت پنج و یا شش روز دوام می‌کرد، در همه جا شادی و سرور موج می‌زد . اما چند سال پیش متاسفانه جشن استقلال کمی کمرنگ شده و رنگ باخته بود. ولی خوشبختانه در طی چند سال اخیر دوباره کم کم مردم از این روز باشکوه تجلیل به عمل می‌آورند. بر علاوه مردم در گذشته در روزهای استقلال ترانه‌ی مشهور زیر را نیز زمزمه میکردند. 

«نم نم باران است، چمن چراغان است،

جشن استقلال است، پاچای ما ظاهر خان است،

مره چیزی نگویید، چار روزه دوران است.»

How
You Feel
In Kabul?