زمستان کابل و مشکلات محیط زیست

زمستان از جمله قشنگ ترین فصل های سال است. در این فصل طبیعت لباس زرد خزانی‌اش را با لباس سفید و منزه عوض می کند و خودش را همچون عروسان می آراید . درختان شاخه های برهنهٔ خویش را با چادرهای سفید رنگ زینت می بخشند. شاخه ها به جای گل،،گوشواره های مروارید را بر گوش می‌آویزند اما در کشور ما فقر، بیچاره‌گی و صدها مشکلات محیطی دیگر، سبب شده است تا مردم از زیبایی های این فصل لذت نبرند. به ویژه طبقهٔ فقیر جامعه از فرا رسیدن این فصل درهراسند چون نه مواد سوختی برای گرم کردن خانه های خویش دارند نه لباس گرم برای پوشیدن و نه هم مواد خوراکه. در کنار این مشکلات، برخی مسایل مشکل ساز دیگر از این قرار اند:

آلوده‌گی هوا:  از اینکه در کشور ما سیستم مرکزگرمی به گونهٔ عام وجود ندارد مردم در فصل زمستان مجبور می شوند تا برای گرم کردن خانه های خویش از بخاری های چوبی ، زغال سنگ … استفاده کنند. تقریبا از هر خانه، سه، چهار یا بیشتر از آن، دود‌ رو های بخاری، دود تولید می کنند. تولید این همه دود، فضای شهر را به کلی آلوده می سازد.مردم فقیر و بیچارهٔ کشور حتا برای گرم کردن خانه های شان چوب و زغال ندارند در عوض از پلاسیک، تایر های کهنهٔ موتر و بایسکل … استفاده می کنند. دود این مواد به مراتب بدتر از دود چوب و زغال است وتنفس آن باغث ایجاد بیماری های کشنده می گردد.

قیمت شدن مواد سوخت: در این فصل قیمتی اوج می گیرد به ویژه قیمت مواد سوخت بالا می رود در ضمن معاش کارمندان عادی دولت بیشتر از هفت یا هشت هزار نیست بعضا از این معاش کرایهٔ خانه نیز می پردازند لهذا محال است که از آن مواد سوخت بخرند از اینرو زمستان را با همهٔ سردی هایش بدون خرید مواد سوخت در هوای سرد بسر می برند و بابت سردی هوا به بیماری های چون گلودردی سرماخورده‌گی سینه و بغل مبتلا می شوند.

بی برقی: در فصل زمستان در کنار سرد شدن خانه ها، قیمت شدن مواد سوخت، بالا رفتن قیمت مواد خوراکه، خانه ها نیز تاریک می شوند. برق پایتخت کشور در مدت بیست و چهار ساعت، پنج یا شش ساعتی رخ می نماید، دیگر از برق خبری نیست.

مشکلات سرک ها و جاده ها: با وجودی که هزاران میلیون دالر جهت بازسازی سرک های کشور از سوی ممالک خارجی کمک می گردد  اما متاسفانه این پول ها به جیب اربابان قدرت افتاده و حیف و میل می شود. در این میان سرک ها از داشتن سوراخ ها و نداشتن قیر رنج می کشند. آقای محمد یکی از باشنده‌گان پایتخت کشور می گوید: «من زمانی که به وظیفه می روم با هزار و یک نوع مشکل رو برو می شوم در روز های برفی و بارانی هیچ موتری حاضر نیست تا به محل وظیفه‌ام واقع در چهاراهی سرسبزی برود چون آن سرک، به موتر نه بل به کشتی نیاز دارد ولی متاسفانه کشتی نیست. گاهی مجبور شده ام که برای عبور از یک کنار سرک تا کنار دیگر، از موتر های رینجر کمک بگیرم.»

خانه های کاهگلی و چکک نمودن آن: در پایتخت کشور اکثر خانه ها خامه باقی مانده است چون همه پول ندارند تا خانه های خویش را پخته بسازند. بام های این خانه ها نیاز دارد تا هر سال کاهگل شود ولی آنانیکه از مشکلات اقتصادی رنج می کشند نمی توانند بام های خانه های خویش را کاهگل کنند از اینرو  در فصل زمستان به مشکلات چکک بام ها مواجه می گردند. حرف جالب این است که مشکلات فصل زمستان فقط و فقط دامنگیر مردم فقیر است. پولداران نه مشکل برق دارند نه چکک و نه هم سردی … به هررو به امید اینکه روزی فرا برسد تا مردم در یک سطح زنده‌گی بکنند و کسی حسرت زند‌ه‌گی دیگری را نخورد.


نوشته از: مطواع کبیر

 

How
You Feel
In Kabul?