شب یلدا و تجلیل آن از سوی افغانها

 یاد آسایش گیتی بزند بر دل ریش

 صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

 شب یلدا آخرین شبی که پاییزمهمان خانه های ما است در این شب تاریکی وظلمت تا آخرین نفس هایش پافشاری کرده و با چترسیاه ‌رنگش برای مدت طولانی آسمان خانه های مان را میپوشاند این شب درواقع شب نبرد روشنایی با تاریکی است. ظلمت با تمام نیرویش مبازه میکند تا خورشید را سرنگون بسازد اما درنهایت تیشه به ریشهٔ خود زده مغلوب میگردد اینجاست که خورشید به سلطنت میرسد و با دمیدن صبح صادق، تاج طلایی رنگش را برسرمی نهد و نظام روشنایی را در سرتا سر قلمروخویش پیاده میسازد. پس ازآن ظلمت را اجازه نمیدهد تا برای مدت طولانی مزاحم خانه های ما گردد.

در لغت‌ نامه ها به ویژه درلغت ‌نامهٔ برهان قاطع و دهخدا درپیوند به واژهٔ یلدا چنین آمده است: « یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی، چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکرده اند از اینرو بدین نام نامیده اند . باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دیسامبر تثبیت شده ، طبق تحقیق محققان دراصل جشن ظهور میترا ( مهر) بوده که مسیحان درقرن چهارم میلادی آن روز را روز تولد عیسی قراردادند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شبهای سال است و در آن شب یا نزدیک بدان آفتاب به برج جدی تحویل میکند وقدم آن را سخت شوم و نامبارک می انگاشتند.» از اینکه چرا این شب را نحس می پنداشتند باید گفت که درنزد گذشتگان، تاریکی نماد اهریمن و روشنایی وخورشید نمادی ازخیر و نیکی بوده است از اینکه  در این شب تاریکی دیر دوام میکرد آن را نحس می پنداشتند ولی از جهت دیگری به باور ایشان این شب زایش خورشید است و ازآن به بعد خورشید و روشنایی نسبت به تاریکی پردوام میشود از اینرو این شب را جشن می گرفتن و با ظلمت دوامدار این شب، به نبرد می پرداختند و آن طوری که برای شکست دادن تاریکی، شب زنده داری میکردند چراغ ها را خاموش نمی نمودند و همه جا را چراغان میکردند.

در ادبیات خراسانی به جای واژه یلدا، در تمام ادوارتاریخی، شب چله نشینی به کار می بردند. دراین  شب مراسم خاصی را برگذار میکردند و هرمهمان که درشب چله نشینی اشتراک می ورزید، چراغی را با خودش به مهمانی می آورد و شب را چراغان میکردند.

مردم ما از گذشته های دورتا امروز درشب یلدا ترتیبات خاصی را مدنظرمیگیرند غذا ها وهوسانه های مشهور افغانی را میپزند و پس از صرف غذا از اینکه شب طولانی را به خوبی به سر ببرند در اطراف صندلی جمع شده با توت و چهار مغز و چای و نقل و نبات ، شب نشینی می نمودند و شب را با قصه گویی ها، شاهنامه خوانی ها، شعرجنگی ها، چیستان گویی ها به پایان میرسانیدند ولی امروز تجلیل از این شب تا جایی رنگ باخته است.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?