مردم دوست ندارند به این پرسش های شخصی پاسخ بگویند

مداخله در زنده‌گی شخصی دیگران و پرسیدن پرسش های در پیوند به مسایل خصوصی، غیر منطقی بوده و به دور از نزاکت های اجتماعی است. اما جای بسا تأسف است که برخی از افراد به خودشان این حق را می دهند تا در سری ترین مسایل دیگران دخالت کرده و اسباب ناراحتی ایشان را فراهم نماید. بعضا زنده‌گی دیگران را از ابعاد گوناگون مورد قضاوت قرار می دهند. به قول شیخ بهایی آدمی اگر پیامبر هم باشد از نیش زبان مردم آسوده نیست.اگر بسیار کار کند می گوید احمق است اگر کم کار کند می گویند تنبل است به همین گونه قضاوت های دیگر. علاوه بر آن سوالاتی می پرسند که اصلا پرسیدن آن مناسب نیست. برخی از مردمان دوست ندارند به آن پاسخ بدهند اما از اینکه پرسیده می شود ناگزیرمیشوند برای حفظ حرمت جانب مقابل به پاسخ آن بپردازند. به طور نمونه این پرسش ها:

چند ساله هستی؟ بسیاری از افراد به ویژه خانم ها دوست ندارند کسی در رابطه به سن سال شان بفهمد وقتی می دانید خانم ها نمی خواهند به این پرسش  پاسخ بگویند، لازم نیست بپرسید. ولو یک فردی در هر سن و سالی قرار داشته باشد برای ما ربطی ندارد و پرسیدن در این باره منطقی به نظر نمی رسد.

ماهانه چقدر درآمد داری: همان طوری که خانم ها از پرسشی در رابطه به سن و سال حساسیت نشان می دهند، مردان دوست ندارند کسی در بارهٔ معاش و درآمد شان بپرسد.یک مرد و یا هم خانمی به هر اندازه یی که درآمد دارد چه کم چه زیاد  ربطی به دیگران ندارد اگر بالاترین حقوق را هم داشته باشند مطمئن باشیم سهمی برای ما نخواهد رسید چون پولی است که از زحمت خودشان بدست آورده اند و به دیگران تعلق نخواهد گرفت پس پرسیدن در این مورد مناسب نیست.

چرا ازدواج نمی کنی: ازدواج از جمله مهمترین تصمیم در زنده‌گی یک فرد است زیرا مسالهٔ تمام عمر در آن مطرح است جوانان اعم از دختران و پسران می کوشند در این مساله جدی عمل کنند اما پرسش های در این رابطه که چرا ازدواج نمی کنی؟ چه علت است؟ چه عیب است ؟… از این قبیل پرسش ها گاهی افراد را مجبور می سازد تا معیارهای خویش را در پیوند به فرد مناسب نادیده بگیرند و هرچه زودتر ازدواج کنند تا باشد از پرسش های تکراری و خسته کنندهٔ مردم نجات بیابند.

پرسش های پس از نامزدی: نامزد شدن راه حل و نقطهٔ پایانی برای خاموش ساختن دهن مردم و رهایی از نیش زبان دیگران نیست زیرا پس از نامزدی به پرسش های شان رنگ دیگری می بخشند همچون چرا عروسی ات معطل شده؟ پسر پول ندارد؟ چرا عیدی برایت نیاوردند … و از این قبیل پرسش ها.

چرا اولاد نداری: بالاخره وقتی عروسی صورت بگیرد امیدی پیدا می شود که شاید دیگر پرسشی صورت نگیرد اما بآنهم می پرسند اولاد نداری ؟ چرا اولاد دوست نداری چه مشکل است…

چرا فرزند پسر نداری: بالاخره فرزند هم که به دنیا بیاورند می پرسند چرا دختر است چرا پسر نیست.به همین ترتیب پرسش های دیگر همچون چرا چاق هستی چرا لاغر هستی  یعنی در هیچ موقعی خود شان را از پرسیدن سولات غیر منطقی بی نصیب نمی مانند.پس بیایید به این فرهنگ بی جا وبی مورد پشت پا بزنید بگذارید هر که به طریق خودش زنده‌گی بکند و راحت باشد.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?