پنج اقدام دولت ما پس از حملات انتحاری:

به پیکر کابل دقیق بنگر، می بینی چقدر زخم برداشته؟ ببین زخم هفتهٔ قبلی اش هنوز تازه است هنوز قلبش درد داشت، هنوز کسی بر زخمش مرحم نگذاشته بود که دوباره زخمی‌اش ساختند. مردم این سرزمین از روزی که دست چپ و راست خویش را شناخته اند، ویرانی کابل را شاهد بوده اند این درد در واقع به غدهٔ سرطانی مبدل گشته است . غده یی که  زیر نام طالب و داعش …در تار پود این وطن، ریشه دوانیده ، زخمش را ناسور و صبرش را لبریز ساخته است. تا جایی که هموطنان ما وقتی از خانه های شان بیرون می شوند امید زنده  برگشتن دوباره، را به خانه های شان ندارند. در میان این حوادث هزاران قصهٔ تراژیدی از مرگ هموطنان ما نهفته است به طور مثال پدری جهت پیدا کردن لقمه نان حلال از خانه بیرون می شود و در گوشه یی از سرک سردی ، گرمی و گرسنگی را تحمل کرده  هوای آلودهٔ ناشی از دود موتر ها را تنفس می نماید با میز و چوکی کهنهٔ چوبی، با قلم و کاغذش از راه عریضه نویسی نان شب و روز خود و خانواده خویش را پیدا می کند اما در حملهٔ انتحاری  بابت بی غوری مسوولان امنیتی  حتا جسدش ناپیدا می گردد آیا انصاف همین است؟ و یا کودکی که هنوز زندگی را  به چشم سیر ندیده، صبح از خانه راهی آموزشگاه قرآن می شود ولی از سوی دیگر جسد بی روح و خون آلودش را به خانه می آورند آیا مسلمانی همین است؟ و یا هم شوهری یک سال تمام زحمت کشیده کار می کند و در یکی از روز های مناسبتی با هزاران امید و آرزو، زن و فرزندش را برای غذا خوردن به رستوران می برد اما به جای  غذا، گلوله می خورند آیا انسانیت همین است ؟ به همینطور صدها حادثهٔ دیگر و صد ها قصهٔ ناگفتهٔ دیگر از قربانیان وطن، تراژیدیی است فراموش ناشدنی.

امروزه کابل در میان انبوهی از حملات انتحاری و انفجاری می سوزد و از مشکلات امنیتی به ستوه آمده است.اما اینکه دولت در برابر این همه حوادث ناگوار امنیتی چه اقداماتی را انجام می دهد در ادامهٔ متن مطالعه کنید:

تقبیح حادثه از سوی اراکین بلند رتبهٔ دولت: پس از وقوع حملات انتحاری جانهای صدها تن از هموطنان مان قربان می گردد حتا خانواده ها برای پیدا نمودن نشانی از نزدیکان شان میان زباله دانی ها، میان جوی ها، روی شاخه های درخت را جستجو می کنند. صدها خانواده بدون سر پرست شده و نان آور خود را از دست می دهند. اما اراکین بلند رتبهٔ کشور ساعت ها بعد از حمله، با «کش و فش و فیشن و درشن»، به روی پرده های تلویزیون ما ظاهر شده و حادثه را تقبیح می کنند. این واژه  به نحوی تکراری شده طوریکه هفته دوبار از زبان عالی جنابان واژهٔ تقبیح را می شنویم.

اعلام ماتم ملی: از جمله اقدام های تکراری دیگر ماتم گرفتن است. بزرگان کشور به جایی اینکه جلوی حملات را بگیرند و ریشهٔ اصلی آن را دریابند، گوشه یی نشسته و ماتم می گیرند و به این بهانه روزی را به تعطیل می گذرانند.

پرچم های شهر نیمه برافراشته می شود: پس از حملات انتحاری، بیرق ها نیمه برافراشته می شوند . مردم می گویند ما هفته دو، سه بار شاهد حوادث ناگوار امنیتی هستیم اگر چنین ادامه پیدا کند برق ما برای همیش نیمه برافراشته خواهد ماند.

سخنرانی دولتمردان: ساعت ها پس از وقوع حمله، سر و کلهٔ یکی از دولتمردان در رسانه ها پیدا می شود و با حرف هایش دولت را صادق به اثبات می رساند و از کم کاری ها و کوتاهی های شان در قبال ناامنی شهر انکار می کنند. سخنرانی ها ساعت ها طول می کشد اما به نتیجه یی نهایی در بدست آوردن راه حل جهت خاتمه دادن به چنین اوضاع نمی رسند.

پاکاری محل حادثه: پس از وقوع حادثه، دولت امر می کند تا محل مذکور پاکاری گردد و با پاکاری محل به اصطلاح روی حادثه خاک می اندازند و فراموش می کنند که در این محل خون چقدر انسانهای بی گناه به ناحق ریخته است.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?