کابل بی زر باشد بی برف نه!

برف را می توان قشنگ ترین نعمت الهی پنداشت نعمتی که از آسمان می بارد و زمین خدا را سیر آب می سازد. همان طوری که بزرگان ما گفته اند هیچ چیزی در دنیا بدون حکمت نیست و باریدن برف نیز از همان حکمت های خداست که انسان را به تفکر وا می دارد. دانشمندان پس از تحقیقات روی برف، متوجه شدند که دانه های آن به شکل بلور های شش ضلعی بوده و علی الرغم آنکه شمارش دانه های آن همچون تعداد ستاره های آسمان، خارج از حساب است اما هیچ یک از بلور های آن با هم شباهت ندارند و این در حقیقت نشان دهندهٔ عظمت خداوند متعال است.

 اگر متوجه شده باشید وقتی برف به باریدن آغاز می کند فکر می کنی نداف آسمان مشغول پخته تکانی است اما با این تفاوت که پخته های آسمانی از جنس یخ هستند و  بی مهابا  تکانده شده، رایگان در اختیار بندگان خدا قرار داده می شوند تا از آن سود ببرند. با آنکه برف با آمدنش بر زمین میزان سردی را بیشتر می سازد اما جالب است بدانید  که همین جنس سرد، درختان را در برابر سردی بیش ازحد، نگهداری می نماید. پوشش برف درروی زمین گیاهان در حال خواب مزارع را محافظت می کند. در زمینهٔ آبیاری کشتزار ها خیلی ها نقش سازنده دارد. از این رو، کابلیان ارزش برف را  فراتر از زر می پنداشتند. در کابل امروز، حتا در باریدن برف برکت نمانده است در گذشته ها در فصل زمستان برف باری ها، گاهی بدون وفقه و گاهی چند روز در میان می بارید و به این علت هوای کابل به پیمانهٔ امروز آلوده نبود و مردم به جای بخاری های چوبی و زعال سنگ… بیشتر از صندلی استفاده می کردند از این سبب دود بیشتر از خانه ها بیرون نمی شد و فضا را آلوده نمی ساخت گاهی که فضای کابل بابت دود موتر ها اندکی آلوده می گشت، بارندگی های پی هم، آلودگی ها را جبران می کرد ولی امروز مردم به جای صندی از بخاری استفاده می نمایند در ضمن ازدیاد موتر ها و دود همهٔ آنها فضای کابل را به کلی آلوده ساخته است و میزان بارندگی ها نیز اندک شده است. اکنون ما به ارزش ضرب المثل گذشتگان که می گفتند «کابل بی زر باشد بی برف نه» پی برده ایم و می دانیم که فضای کابل بدون برف آلوده است و آلودگی هوا، هزار و یک نوع بیماری را سبب می شود.

کابل نیشینان می گویند، کابل در گذشته ها چنان  پر برف می بود که مردم از برف، پته های زینه می ساختند و به وسیلهٔ آن به بام خانه های کاهگلی خویش ته و بالا می شدند در ضمن در کوچه عاشقان و عارفان  و در نزدیکی های گذرگاه، یخدان هایی به بزرگی یک الی دو بسوه موجود بود و سطح آن را با بوریا می پوشانیدند. مردم در بدل پول، کُنده های برف را در یخدان ها منتقل می ساختند و روی برف را با شالی می پوشانیدند. در فصل گرما برای فالوه فروش ها شیریخ فروش ها به فروش می رسانیدند. اما امروز میزان برف باری های کابل به سان محبت ها و صمیمیت هایش کمرنگ گشته است.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?