۱۰ ضرب‏ المثل‏ جالب افغانی و معنی آنها

ضرب‏ المثل‏ها از جمله آفریده‏های هنری مردم است که هم در گفتار و هم در نوشتار به‏کار گرفته می‏شود و تجارب چندین و چند هزار ساله‏ی زند‌گی اجتماعی و تاریخی مردم را به‏طور  جمله‏های قصار پندگونه، بیان می‏کند. ضرب‏المثل‏ها اهداف خیلی وسیع داشته و تقریبا تمام عملکردهای زندگی مردم را در بر می‏گیرد. موضوع برخی از ضرب‏المثل‏ها هجوی است و عده‏ی دیگر نیز پند و اندرز می‏باشد.

ضرب المثل‏ها در ضمن این‏که کوتاه اند، مردم برای پر آب و رنگ ساختن کلام شان از آن استفاده می‏کنند. ضرب المثل‏ها به طور تقریبی شبیه به چیستان‏ها بوده و از کار و فعالیت انسان‏ها سخن می‏گویند. اینک جالب‏ترین ضرب‏المثل‏هایی را که در افغانستان مردم از آن استفاده می کنند، خدمت شما بیان می‏کنیم:

گوشت بچه ده طاقچه: این ضرب‏المثل زمانی به‏کار می‏رود که مادری از عدم صحت‏مندی و لاغری نا به‏هنگام کودکش رنج ببرد. مثلا بگوید: « الا بچه گکم چوب واری لاغر شده‏. دیگران برای روحیه بخشیدن به مادر نگران‏، این ضرب‏المثل را به کار می برند: «گوشت بچه ده طاقچه». یعنی تشویش مکن، جای نگرانی نیست. پسرت دوباره چاق  و صحت‏مند خواهد شد.

“خنده خنده، ده ریش بابه ‏هم خنده”:  کسانی که اهل شوخی و مزاح هستند و با هم‏سن و سال شان شوخی می‏کنند. این افراد زمانی که با بزرگان شوخی کنند، در برابر عمل شان از ضرب المثل “خنده خنده، ده ریش بابه ‏هم خنده” استفاده می شود. یعنی با هم‏سن و سال هایت شوخی و خنده می‏کردی، حال با بزرگان هم شوخی می‏کنی.

“به خود آش بریده نمی‏تانه، به دِگا سیمیان می‏بره”: کسانی که در کار‏های خانه‏ی خود تنبلی می‏کنند، ولی در خانه‏ی دیگران برای جلب توجه و خود‏نمایی، از دل و جان کار می‏کنند. افغان‏ها در مقابل این عمل می‏گویند: “به خود آش بریده نمی‏تانه، به دِگا سیمیان می‏بره.”

“نَو که آمد دَه بازار، کهنه میشه دل‏آزار”:  کسانی که با پیدا کردن دوست جدید، دوستان سابقه‏ی شان  را نادیده بگیرند. دوستان سابقه برایش می‏گویند که “نَو که آمد دَه بازار، کهنه میشه دل‏آزار.” یعنی دوست جدید پیدا کردی ما را فراموش نمودی.

”خانه ‏ی شاه خبر نی، خانه‏ ی عاروس دنگ و دونگ”: خانواده‏ی دختر زمانی که خواستگاری دخترشان را آوازه کنند. در حالی‏که  خواستگارها تا هنوز به‏خانه‏ی شان  نیامده اند و فقط یادی از خواستگاری کرده اند و بس. ولی خانواده‏ی دختر در تمام قوم عروسی دخترشان را آوازه‏ کرده اند. برای چنین خانواده‏ای مردم می گویند: “خانه‏ی شاه خبر نی، خانه‏ی عاروس دنگ و دونگ.”

“ریش از مه، واکش از تو”: کسانی که در مسایل شخصی دیگران مداخله می‏کنند. مثلا می‏گویند چرا دختر یا پسرت را به فلانی نفر نامزد کردی. چرا چنین کردی و چنان نکردی و از این قبیل خود شان را حق و ناحق در زندگی دیگران حق دخالت می‏دهند. در این‏صورت می‏گویند: “ریش از مه، واگش از تو.” یعنی مسایل شخصی ام به خودم مربوط است و دخالت نکن.

“پیر مه، کوپ تو”: جوانانی که چه از بیماری و چه از  فشار کار و خسته‏گی، پیش بزرگ‏سالان ناله و شکوه می‏کنند. بعد برزگ‏سالان در برابر اعمال شان می‏گویند: “پیر مه، کوپ تو.” یعنی ناتوان من و ناله و شکوه را تو می کنی.

“خدا نادیده ره روز نته، پای ترقیده ره موزه”: این ضرب‏المثل در باره کسانی که تازه به‏ثروت رسیده باشند و به‏نحوی مغرور گردند و بیش از حد خود‌نمایی کنند، استفاده می‏شود.

“خدا از زدن کر و گرفتن کور نجات بته!”: یعنی اگر کر بزند هر چه ناله کنی رحم نمی‏کند، چون نمی‏شنود. وقتی در چنگال کور افتادی، دوباره رهایت نمی‏کند چون گرفتنت برایش دشوار است. از این سبب می‏گویند: “خدا از زدن کر و گرفتن کور نجات بته!”

“یک کک مه، دو کک تو، تکک مه، بیلک تو”: این ضرب‏المثل زمانی به‏کار می‏رود که کسی، بچه یا دختر خود را بدون این‏که خویشاوندان را در جریان بگذارد، نامزد کند. به اصطلاح اقارب خود را در خوشی‏های خویش سهیم نسازد و از آن‏ها مشوره نگیرد. در این صورت، اقارب در برابر این عمل، می‏گویند: “یک کک مه، دو کک تو، تکک مه، بیلک تو.” یعنی تمام مسایل را بین خود حل ساخته اند و دیگران را حق نداده اند.

How
You Feel
In Kabul?