قسمت دوم: در گذشته خانم ها این بیت ها را با دایره میخواندند!

 

طوری که در قسمت اول یاد آور شدیم، در گذشته‫ها بیشتر محافل عروسی، شیرینی خوری  و شادی در خانه‫ها برگزار می‫شد و به‫جای آوردن آوزاخوان‫های بیرونی، خانم‫ها خود شان با دایره آهنگ می‫خواندند و محفل را  گرم می‫ساختند. در این قسمت به پنج بیت‫ قدیمی دیگری می‫پردازیم که خانم‫ها با آن آهنگ می‫خواندند.

۱ – «بادا بادا»: این بیت ازجمله قدیمی‫ترین بیت‫هایی است که آهنگ‫های آن حالا کم کم به فراموشی سپرده شده است. چند مصرع از بیت‫های «بادا بادا»:

«بادا بادا، الهی مبارک بادا، ای وای یاری…

امشب چه شب است که تیل خاک می‫سوزه، ای وای یاری…

کالای عاروس جانه خیاط می‫دوزه، ای وای یاری…

خیاط می‫بودم به شوق دل می‫دوختم، ای وای یاری…

دلال می‫بودم به فرق سر می‫فروختم، ای وای یاری…

بادا بادا، الهی مبارک بادا، ای وای یاری…

شاه ولایت … باشی سلامت … بادا….»

۲ – «سر یک من دو من»: این بیت هم از جمله قدیمی‌ترین بیت‫هایی است که توسط خانم‫های افغان با آن آهنگ خوانده می‫شد. این بیت‫ها را به‫طور حتم جز کسانی که از نسل گذشته اند، کس دیگری به یاد نخواهد داشت. چند مصرع از بیت‫های «سر یک من دو من»:

«سر یک من دو من، آسمان بر من

شیرین از ما جدا شد رفته غوربند، دلبر من

سر سرک بنشینم تا تو بیایی، فدایت می‫شوم الا تو دانی، دلبر من

شوکای عید قربان است خدا جان

کل کارایم ده میدان است خدا جان

همه میرن خانه بیادرای خود

سر ما عید سوزان است خدا جان….»

۳ – «نثار جان گلک من»: آهنگ بیت نثار جان خیلی شیرین و پر طرفدار بوده است. چون دوبیتی‫های که در آن خوانده می‫شود، بر خاسته از ژرفنای عواطف لطیف خانم‫ها است. چند مصرع از بیت‫های «نثار جان گلک من»:

«نثار جان گلک من دلک من، دگه شیمه نمانده ده دلک من، نثار وای گلک من

از اینجه کوچ کنم دوشی به دوشی، دو تا پیران سیاه دارم فروشی، نثار وای گلک من

اگه شرمم از ای مردم نیایه، سلام علیک رفیق مانده نباشی، نثار وای گلک من

نثار جان گلک من دلک من، دگه شیمه نمانده ده دلک من، نثار وای گلک من….»

۴ – «شاه بلند است، عاروس قشنگ است»: در این بیت وصف شاه و عروس را بیان شده است. خانم‫ها در واقع برای زیبایی‫های ظاهری داماد و عروس در شب‫های خوشی با این بیت، آهنگ می‫خواندند. چند مصرع از بیت‫های «شاه بلند است، عاروس قشنگ است»:

«شاه بلند است، عاروس قشنگ است، ده مویای عاروس، زنگوله بند است

ده امی کوه بلند یک دانه گندم، غریبی می‫کنم ده ملک مردم

غریبی کرده کرده تار گشتم، به چشم دوست و دشمن خار گشتم

شاه بلند است، عاروس قشنگ است، ده مویای عاروس زنگوله بند است

ده امی حویلی کلان زینه ببانین، ده دست بیادر جان خینه ببانین

به دست بیادر جان خینه نمی‌شه، نکاح بیادر جان کی بسته می‫شه….»

۵ – «جامه نارنجی»: این بیت تا امروز رواج دارد و هنرمندان در محافل خوشی با آن آهنگ‫های شاد می‫خوانند. خانم‫ها هم با این بیت، توسط دایره آهنگ می‫خوانند.

«او جامه نارنجی، رخساره نارنجی، فرار ملکا شدم، ز دست نارنجی

الا یار جان خطر داره جدایی، جامه نارنجی گلم رخساره نارنجی

نهال بی‫ثمر داره جدایی، جامه نارنجی گلم رخساره نارنجی

بیا که ما و تو یکجا بشینیم، جامه نارنجی گلم رخساره نارنجی

که مرگ بی‫خبر داره جدایی، جامه نارنجی گلم رخساره نارنجی

او جامه نارنجی، رخساره نارنجی، فرار ملکا شدم ز دست نارنجی….»

این بیت‫ها فقط تعداد محدودی از مجموعه‫ی بسیار زیادی است که مردم در محفل‫های خوشی شان در افغانستان استفاده می‫کردند و می‫کنند. روزگاری این بیت‫ها تنها تکیه‫ی دل مردم به‫ویژه خانم‫ها در محفل‫های خوشی بود. اما حالا مردم به تمامی وسایل موسیقی دسترسی دارند و می‫‫توانند در محفل‫های شان از هر نوع موسیقی استفاده کنند. ولی با آن هم هنوز خواندن این بیت‫ها در محفل‫های خوشی، حال و هوای دیگری می‫بخشد.

   

How
You Feel
In Kabul?