کودکان کابلی با این بازیچه ها بازی می کردند

همهٔ ما در مقطعی از زنده‌گی خویش، در دنیای از سکون و بی غل و غش نفس کشیده ایم. جایی که بی محابا از ته دل می خندیدیم . نه پیوندی به گذشته داشتیم  و نه هراسی از آینده. به قضاوت ها ارزش قایل نبودیم. به دشنام‌ها وقعی نمی‌گذاشتیم.تمام دنیای مان به پای داشتن یک «شیرینی‌چوبک» خلاصه می‌گشت. گاهی که زمین می خوردیم و قسمتی از وجود ما خراشیده می‌گشت.از شدت درد آن گریه سر میدادیم ؛ ولی به مجردی که توته قندی و یا کلچه یی را دم دست مان قرارمیدادند لبخند می زدیم و درد مان را به باد فراموشی می سپردیم. به واقعیت که چه ساده بود فراموش کردن درد ها. در چنین مقطعی، آرزو های ما خیلی کوچک بود و بزرگترین آن را داشتن یک بازیچه شکل میداد. آری درست حدس زده اید، ما در بارهٔ دنیای کودکی حرف می زنیم.به هررو در گذشته ها، کودکان در کوچه های شهر کابل با ابتدایی ترین بازیچه ها که بعضا ساختهٔ دست خودشان میبود، بازی میکردند. در این متن به طور فشرده به شرح برخی از آنها می پردازیم:

گدی تکه یی: مادران در سابق برای دخترکان خویش گدی تکه یی میساختند تا کودکان شان از آن منحیث وسیلهٔ بازی استفاده بکنند در ساختن این بازیچه، از چوب ،پنبه ، تکه و تار سند به رنگ های سیاه و سرخ استفاده می شد. در ضمن برای آنها از تکه های رنگارنگ لباس میدوختند و از تار سند سیاه در ساختن موی گدی استفاده میشد.دخترکان از بام تا شام مصروف گدی بازی میبودند  گاهی بازیی را زیر نام «طوی گدی» به راه می انداختند و در آن گروهی از دخترکان کوچه گی اشتراک می ورزیدند.

غرغرانک: بازیچه یی که توسط خراد ها ساخته می شد و در کنار جاده ها و در بازار ها توسط دست فروشان به فروش می رسید. این بازیچه از چوب مستطیل شکل  ساخته میشد که توسط یک چوب دیگری به چرخش در آورده میشد و غرغر آواز می داد.

ساختن ترازو از پله های نارنج: کودکان محتوای داخل پله های ناریج را خالی میکردند، چهار اطراف آن را سوراخ کرده تار می انداختند. تار ها را به چوب باریک می بستند و از آن ترازو میساختند . ایشان در یک پله یی از آن مقداری از لوبیا ،ماش و نخود… را در پله دیگر سنگ می گذاشتند و وزن میکردند.

 ساختن ظروف گلی: کودکان این بازیچه را دور از چشم پدر و مادر می ساختند چون سر و کار ایشان با گل میبود. از اینرو جای دور تر میرفتند و از گل، ظروفی همچون دیگ ،کاسه و ملاقه… می ساختند و آن را مدتی تحت شعاع آفتاب قرار می دادند. پس از خشک شدن منحیث وسیلهٔ بازی از آن استفاده میکردند.

فرفرک: این بازیچه بیشتر در خانه ساخته میشد و آن طوری که یک پارچه کاغذ را به شکل پره پره در می آوردند واز قسمت وسط ، آن را در نوک چوب تیر بانکس با سینجاق محکم میکردند. پره های آن وقتی در تماس باد قرار میگرفت به چرخش آغاز میکرد. کودکان با فرفرک های شان کوچه به کوچه می دویدند تا فرفرک شان به حرکت بیاید و بچرخد.

 امروزه این بازیچه ها جایش را به انواع گیم ها وبازیچه های دیگری که از کشور های خارجی وارد میشود، عوض کرده است


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?