۷ بهترین فلم افغانستان

 نخستین بار هنر سینما در اوایل قرن بیستم وارد کشور ما افغانستان شد. ولی از همان ابتدا با مخالفت های سیاسی زیادی روبرو گردید. این مخالفت ها و سنگ اندازی ها سبب شد تا روند رشد سینما به کندی پیش برود. بآنهم سینمای افغانستان در دهه های ۴۰ تا ۶۰ توانست رشد کند و به اوج برسد ولی متاسفانه روند  انکشاف سینمای کشور دیری دوام نکرد بل با ایجاد حکومت های بعدی دوباره از رونق افتاد. به ویژه با ورود حکومت طالبان به طور مطلق با رکود مواجه گردید . اما پس از سقوط طالبان و ایجاد حکومت موقت حامد کرزی سینمای افغانستان دوباره به فعالیت آغاز کرد . در این میان سینماگران افغان تلاش ورزیدند تا سینمای ریخته و شکستهٔ شان را دوباره فعال بسازند. فیلم سازان افغانی با امکانات خیلی ابتدایی به ساختن فیلم آغاز کردند که این تلاش شان به هر نحوی که باشد درخور ستایش است.  

اسامه: اولین فیلم بعد از سقوط طالبان است. اسامه تراژیدی تلخی از سرنوشت دختر خورد سال است, در جایی که قدرت, سنت و مذهب به هم پیوند می خورد و حق تصمیم گیری حتی در شخصی ترین امور را از انسان می گیرد. این دختر که همه اعضای خانواده اش را از دست داده است خود به عنوان یک پسر وارد جامعه می شود، تا پول بدست آرد و خانوادهٔ فقیرش را حمایت کند.

خاک و خاکستر: این فیلم در جشنواره های مختلف سینمایی شرکت کرده و بیش از ۱۰ جایزه بدست آورده است. این فیلم روایتگر زنده‌گی پیر مردی به نام دستگیر است که با نوه اش یاسین در جاده کابل-حیرتان در انتظار یک کامیون است تا او را نزد پسرش ببرد و از فاجعه یی که بر سر خانواده اش آمده او را خبر کند.

بچه های بزکشی: داستان آرزو های دو پسر بچه در کوچه های کابل است که یکی در کارگاه آهنگری پدرش کار می کند و دیگری یک کودک خیابانی است که از طریق دود کردن اسپند برای دیگران امرار معاش می کند. این پسر خوردسال آرزو دارد تا یک چاپ انداز بزکشی شود.

ساعت پنج بعد از ظهر: اولین فیلم بعد از ورود ناتو به افغانستان است. این فیلم زنده‌گی دختر افغانی را به تصویر می کشد که با هنجار های جامعه مخالف است. او می خواهد یک فرد تحصیل کرده باشد و آرزو دارد اولین رییس جمهور زن در افغانستان باشد. این فیلم در جشنواره کن موفق به دریافت جایزه گردیده است.

بادبادک باز: این فیلم از رمانی به همین نام گرفته شده که توسط خالد حسینی نوشته شده است. این فیلم داستان  پسری  به نام امیر از طبقهٔ پولدار جامعه است که به خاطر خیانت به دوستش حسن که پسر خدمتکار شان است, احساس گناه می کند. داستان این فیلم دربر گیرنده حوادث پر سرو صدا از سقوط سلطنت گرفته تا مداخله نظامی اتحاد جماهیر شوروی، مهاجرت افغان ها به کشور های دیگر و تصویر افغانستان پس از طالبان را نشان می دهد.

لاله سیاه: سومین فیلم افغانی که نامزد جایزه بین المللی اسکار آمریکا شد. این فیلم از ساخته های سونیا ناصری فیلم ساز جوان است. فیلم لاله سیاه نمایانگر مشکلات اجتماعی و اقتصادی زندگی افغان های هنگام جنگ است.

چند متر مکعب عشق: تمرکز اصلی این فیلم نیز مانند فیلم های دیگر افغانی روی مشکلات زنده‌گی افغان ها است. اما این فیلم شیوه زنده‌گی افغان های مهاجر در ایران را به تصویر می کشد. افغان هایی که در بدل حقوق پایین سخت کار می کنند وتمام زند‌ه‌گی شان در خانه هایی از جنس حلبی می گذرد و برای دور ماندن از چشم پلیس مدام در استرس هستند.

نوشته از الهه برات

 

How
You Feel
In Kabul?