انسانها را چگونه بشناسیم؟

انسان موجود پیچیده و شناختن ایشان پیچیده‌تر از آن. باید گفت که شناخت کافی از یک انسان، فرایند خیلی دشواراست. اگربگویم که شخصیت انسان‌ها گاهی برای خودشان ناشناخته می ماند مبالغه نخواهد بود چون بعضی اوقات اتفاق می افتد، کاری از دست فردی سر بزند که سابقه یی درطول زنده‌گی‌ اش نداشته و از او بعید به نظر برسد تا حدی که از خود بپرسد: این من هستم؟ این ها بیانگر آن است که انسان ها با زمان همگام هستند یعنی شخصیت شان با گذشت زمان چه به سمت مثبت چه منفی، تغییرمیکند. مثلا در کودکی خیلی شوخ و بد زبان هستند ولی در جوانی آرام و متین می گردند و یا در نوجوانی، عصبانی و جنگجو ولی با گذشت مدت زمانی بهترمیشوند این ها همه خصوصیات عام انسان ها است علاوه برآن انسان‌ها ویژه‌گی های منحصر به فرد خودشان را دارند که آنها را از  همدیگر متمایز می سازد. شناختن این ویژه‌گی ها، تأثیر بسزایی درزنده‌گی دارد به ویژه کسانی که میخواهند فرق میان دوست و دشمن شان را تفکیک کنند و یا همسر زنده‌گی خود را انتخاب کنند. پس لازم است قبل از دوستی انسانها را شناخت و اجازه نداد هر فردی ناشناس وارد زنده‌گی شما شده و آن را زیر رو کند. به هر رو در این نوشته می خواهم راه های  شناخت آدم ها را خدمت شما به معرفی بگیرم اگرچه در مورد همهٔ انسان‌ها صادق نیست ولی نکات کلیدی بوده که شما را در شناخت انسان‌ها یاری می رساند.

از لا به لای حرف ها: با آنکه زبان به هیچ عنوان معیاری برای شناخت انسان نیست چون انسانها چنان در لابه لای حرف های چرب خود شان را می پیچانند که تصور می کنی بهترین شخصی است که تا به حال دیده ای. هرگز به زبان نباید فریب خورد. ولی گاهی زبان نیز قادر است شما را در شناخت انسان یاری برساند مثلا اگر فردی بیشتر در میان حرف هایش از کلمات چون قطعا، یقینا، مسلما… استفاده کرد معلوم می گردد که شخصیت خود شیفته داشته و دوست دارد همواره مورد توجه و تحسین دیگران قرار گیرد و یا فردی که همیشه از درد و رنج گفت معلوم می گردد که شخصیت درونگرا و رنجور است و دوستی با اشخاص منفی گرا روحیه شما نیز تضعیف می سازد.

 انسانی که همیشه در پی رهنمایی نیک تان است: آنانیکه که بالای شما بابت اعمال بد تان عصبانی می شود:« دیگر نبینم خودت را در جنجال بیندازی» و یا شما را به انجام اعمال خیر چون: کمک کردن، نماز خواندن، تعصب نورزیدن ترغیب نمود و دوستی‌اش روی هدف نبود، بدانید که شخصیت نیک است.

شناخت از طریق رفتار: برخی از انسانها رفتار چند بعدی دارند در نزد کسانی که صاحب ثروت و مقام اند چاپلوس و کاسه لیس هستند ولی در برابر کسانی که نفعی ازایشان نمی رسد متکبرانه عمل می کنند. پشت سردیگران حرف میزند سخن چینی می کنند و می خندند بدانید که این گونه افراد لیاقت دوستی را ندارد. ولی اگر درباره دیگران همیشه نیت خیر داشتند و شما را از پشت سرگویی منع نمودند بدانید که شخصیت خوب است.

ازطریق پیشنهٔ خانواده‌گی: با انکه افراد خصوصیات منحصر به فرد خودشان را دارد و با اجتماع تغییر می کنند اما خانواده در چگونگی شخصیت آنها بی تأثیر نیست و اخلاق خانواده بالای آنها تاثیر دارد. پس برای شناخت انسانها در بارهٔ پیشنهٔ خانوادهٔ آنها تحقیق کنید.

گذشت زمان: همانگونه که (ارنست همینگوی) می گوید:« نیازی نیست انسانها را بشناسید، کمی صبر کنید خودشان امتحان شان را پس می دهند» در این جا اشاره به زمان شده است یعنی زمان چهرهٔ اصلی انسانها را به نمایش می گذارد گاهی اتفاق می افتد کسی را که صمیمی ترین فرد زنده‌گی ات اندیشیده ای بی اعتماد ترین فردی بوده که تا هنوز ندیده بودی لذا زمان بهترین معرفی کنندهٔ انسانهاست .

قدرت: معیار دیگری برای شناخت انسانها قدرت است برخی آدم ها برای رسیدن به قدرت حتا عزیزترین هایشان را پشت پا زده قربان می کنند ایشان هزار و یک نوع نیرنگ را به راه می اندازند ، درلباس دوست و لای زبان چرب چنان گُلت می زنند که تصورش را هم نکرده باشی.

 این بود معیارهای شناخت انسان‌ها اگرچه کافی نیست اما تا جایی در شناخت آدم ها کار ساز است.


نوشته از: مطواع کبیر

 

How
You Feel
In Kabul?