این پنج عادت افغان‌ها در رخصتی ها به عقب مانده گی افغانستان میافزاید

در طول سال، انواع و  اقسام رخصتی‫هایی هم‫چون رخصتی‫های زمستانی‫، تابستانی‫، مناسبتی -عیدها، نوروز، جشن استقلال، روز اول ماه مبارک رمضان، دهم محرم الحرام (روز عاشورا)،  روزعرفات و … را با خود داریم. متاسفانه رخصتی‫ها هم در افغانستان به هر دلیلی، روز به روز درحال افزایش است. مردم ما اغلب از این رخصتی‫ها استفاده‫های مناسبی نمی‫توانند که هیچ، بلکه چند روز دیگر را هم قاطی رخصتی می‫نمایند و در عقب مانده‫گی افغانستان کمک می‫کنند. حالا هم پنج عادت مضر مردم در افغانستان:

دل‌زده‌گیهای کاری قبل از فرا رسیدن رخصتیها: یک هفته قبل از روزهای رخصتی، علاقه‫ی کارمندان در کار دفتر و علاقه‫ی دانشجویان و دانش‌آموزان به درس‫ها کم می‫شود. طوری که کارمندان در در دفتر و دانشجویان و دانش‌آموزان در صنف، فقط حضور جسمی دارند و روح شان در عالم آمادگی‫ها برای رخصتی به‫سر می‫برد. متاسفانه اکثر افغان‫ها در طول یک هفته قبل از رخصتی‫ با یک عالم حواس‫پرتی به کار و درس‫‫های شان می پردازند.

یک روز قبل از رخصتی غیرحاضری کردن: این غیرحاضری کردن‫های قبل از رسیدن رخصتی، حالا میان کارمندان خیلی عام شده است. کارمندان دولت یا شاگردان مکتب و دانشجویان پوهنتون، اغلب یک روز قبل از روز رخصتی را به بهانه‫های مختلفی چون، پاک‫کاری، خریداری و آماد‌گی‫های دیگر، غیرحاضری می‫کنند.

یک روز پس از اتمام رخصتی، غیرحاضری کردن: غیرحاضری پس از اتمام رخصتی هم متاسفانه تبدیل به یک رواج شده است. اغلب مردمان پس از اتمام رخصتی، به کار و وظیفه‫ی شان نمی‫روند و یک روز غیرحاضری پس از اتمام رخصتی را حق مسلم شان می‫دانند. میان افغان‫ها به‫خصوص کارمندان ارگان‫های دولتی، کمتر کسی است که پایبند وظیفه باشد و از مسوولیت‫های کاری‌اش شانه خالی نکند.

رخصتیهای یک روز در میان: اگر فرض مثال رخصتی روز چهارشنبه به اتمام برسد، روز پنجشنبه را زیر نام یک روز در میان، رخصتی می‫کنند. روز بعدی را هم سر وقت به دفتر کاری شان حاضر نمی‫شوند. خیلی‫های شان با یک عالم دل‫زده‌گی و کسالت وارد کار می‫شوند، زیرا بیشتر در فکر روزهای سپری شده‫ی شان هستند.

روز اول کاری پس از رخصتیها را به قصه سپری کردن: پس از تمام شدن رخصتی‫ها، ماموران دولت یا شاگردان مکتب، روز اول کار شان را با قصه کردن در باره‫ی روزهای رخصتی شان می‫گذرانند. گاهی زیر نام قصه، بازار غیبت‫های شان خیلی گرم می‫گردد. به‫‫گونه‫ی مثال در مورد همسایه‫های شان حرف می‫زنند و می‫گویند: «خانه همسایه‫ی ما رفتیم. دخترش موهای خوده رنگ کده بود. ایتو بدرنگ شده بود که نپرس.»، نمی‫دانم اضافه می‫کنند که: «دسترخوان شان بی‫نظم بود، هیچ سلیقه نداشتند.»

متاسفانه این عادت‫ها نرخ کار مفید را در اکثر ارگان‫ها به‫خصوص ارگان‫های دولتی کاهش می‫دهد و همه روزه بر اقتصاد کشور صدمه وارد می‫کند. چقدر خوب است که همه‫ی مردم ما منظم باشند و برای پیشرفت کشور شان کار کنند.

How
You Feel
In Kabul?