با انجام این کارها می توانید راحت زنده‌گی کنید

امروزه بیشتری ازمردمان ما با زنده‌گی خویش قهر کرده اند. افکار منفی بر ذهن، الفاظ رکیک بر زبان وخط های پرچین، بر پیشانی دارند به سان کودکی که با مادرش لج کند ایشان به خودی خود خوشی های خویش را کور گره زده اند، تا جایی که پاسخ مهربانی‌ات را به عصبانیت می‌دهند مثلا بگویی آرزو دارم روزگار خوش داشته باشی با پرخاشگری می گویند: «روزگار چه؟ مگر متوجه نیستی که روزگار ما چگونه است؟ از سر و صورت شان شکایت می بارد همواره حرف های تکراری بر زبان دارند:« ای دولت جور نمی شه ، ما مردم بد بخت هستیم…» از یک نگاه اگر دیده شود گناهی ندارند چون همه به شکلی از اشکال درد دارند، یکی از بیکاری ، دیگری از نا امنی ، فقر … می نالد ولی نمی شود که با زنده‌گی قهر کرد. فراموش نکنید که خوبی و زشتی زنده‌گی زادهٔ افکار ما است ما هستیم که خیابان زنده‌گی مان را انتخاب می کنیم. می توانیم از کوچه ها و پس کوچه های تاریک عبور بکنیم و یا  راست و مستقیم  به ایستگاه اصلی مان برسیم و قطار را از دست ندهیم.زنده‌گی به سان دعوت کوتاهست وما مهمان بیش نیستم پس با انجام این کار ها می توان با زنده‌گی سر سازگاری نشان داد و شاد بود:  

 همواره ببخشید: معلوم دار است که همه انسانها در زنده‌گی طعم شکست و فریب را می چشند و از روزگار درد می کشند این درد ها رفته رفته به عقده مبدل می گردد و شب و روز مزاحم اوقات مان می گردد ما همواره با خود تکرار می کنیم: «هرگز نمی بخشمش او مرا فریب داد…» و از این قبیل حرف ها زنده‌گی را به کام ما تلخ می ساز ولی اگر به خود بگویید که من از خطایش گذشتم و بخشیدمش باور کنید که حس خوبی پیدا خواهید کرد. پس خطای دیگران را کنار بگذارید و هرگزدر پی انتقام نباشید.

وقت تان را بیهوده تلف نکنید:  هر صبح وقتی از خواب بیدار شدید هدف مشخص تعیین کنید بکوشید از هر لحظهٔ زنده‌گی سود ببرید این کار حسن خوبی به شما داده حد اقل از خلقت تان ناراضی نمی باشید.

  کاری که دوست ندارید ادامه ندهید: کاری که می دانید شما را خسته می سازد و با انجام آن دلتنگ می شود را انجام ندهید مثلا کسی در یک رشتهٔ تحصیلی راحت نیست اما ادامه می دهد این کار لحظات زنده‌گی را تلخ می سازد.

از روزگار شکایت نکنید: ما همه عادت داریم تنبلی ها و بی کاره‌گی های مان را به گردن روزگار بیندازیم و همواره بنالیم اما به جای شکوه از روزگار دست به کار شوییم و در راه رسیدن به اهداف مان تلاش به خرچ دهیم.

شریک زنده‌گی تان را سنجیده انتخاب کنید: ازدواج مهمترین تصمیم در زنده‌گی است و در انتخاب آن عجولانه تصمیم نگیرید زیرا انتخاب با فرد نامناسب تا پایان زنده‌گی شما را خسته و افسرده می سازد ولو او را از زنده‌گی تان دور بسازید باز هم بابت انتخاب نادرست تان رنج خواهید برد.

خود را با دیگران مقایسه نکنید: بیشتر ناراحتی تان این است که چرا فلانی زیباست من نیستم چرا او وظیفه دارد من ندارم و یا زنده‌گی‌ام چرا مثل او راحت نیست. بکوشید با آنچه هستید قناعت داشته باشید این طور می توانید راحت باشید.

منفی گرا نباشید: افکار منفی انسان را از درون تخریب می کند حتا او را تا سرحد مرگ می کشاند ولی با این افکار زنده‌گی تان را بیهوده از دست ندهید افکار منفی را به زمین بریزد و زیر پای تان له کنید تا به کلی از میان برود و برای راحت زنده‌گی کردن بر تمامی چیز های که می دانید شما را ناراحت می سازد خط بطلان بکشید.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?