خانه های خامه وعشق های پختهٔ کابلیان

خانه های شهر کهنهٔ کابل اینگونه بود

منطقه یی که امروز به نام شهر کهنه نامبردار شده است در گذشته ها کابل  به همین منطقه  محدود بود. خانه های کابلیان همچون قلب های شان با هم نزدیک بود تا جای‌که  بام های خانه ها به همدیگر راه داشت. خانه های کاهگلی  ساخته شده از خشت خام ، و ارسی های شان چوبی و  پته یی،  بود.

به طور معمول حویلی خانه ها کوچک می بود و روی آن را خشت می گرفتند . اکثرا در وسط حویلی چاه آب داشتند. خانه ها دارای تاکو بود و در تاکو ها مواد آذوقه، مواد سوخت از قبیل چوب، زغال، بوره‌ٔ اره و خاکهٔ صندلی ، نگهداری می شد. دهلیز خانه را کوشکن می گفتند . در داخل اتاق ها به طور حتمی پس خانه یی وجود می داشت و درآن بیشتر رخت های خواب خویش را می گذاشتند.

کابلیان مهمانخانهٔ خود را با قالینچه های مور و ابریشیمی همچون بالش ها و سر دوشکی های قالینچه یی تزئین می‌کردند. پرده های ایشان بیشتر از جنس گامسکوت ـ خوبترین تکهٔ آن زمان ـ  می بود. بعضا الماری ظروف چینی را در مهمان خانه می گذاشتند و در آن انواع و اقسام ظروف قیمت بها از قبیل کاسه های نگین دار ، پیاله های قرمز  و سایر چینی های ظریف را می‌گذاشتند در ضمن برخی کابلیان در مهمان خانه های شان «گلاب پاش» داشتند و آن ظرفی سراحی  شکلی بود که در آن عطر گلاب را می انداختند و از طریق سوراخی موجود در آن، عطر گلاب را در گرداگرد مهمان خانه پاش می دادند و مهمان‌خانه را مملو از عطر گلاب می ساختند. در اتاق های دیگر غیر از مهمان خانه ،از گلیم و قالین های ساده استفاده می کردند.

خانه ها اکثرا دارای برنده می بود و در برنده ها گلدان های گل تازه می گذاشتند. گل این گلدان ها را بیشتر گل عکاسی و عشقه پیچان شکل می داد . شاخه های گل عشقه  پیچان را در ارسی های شان می پیچانیدند. بام های کابلیان دارای دیوارهای بیره یی و کتاره های سمت حویلی از جنس چوب بود. باید گفت که کابلیان اتاقی تاکوی دار و نسبتا بلندی را در بام می ساختند که به نام اتاق ماتوی( مهتابی) نامیده می شد اینکه چرا ماتوی می گفتند دقیق معلوم نیست شاید اینکه اتاق بلند بوده و مهتاب به خوبی از آن به چشم می رسیده است به این نام مسمی شده باشد. در ضمن در گوشه یی از بام پسران شوقی کفتر خانه یی می داشتند و عصرها کفتر های شان را به پرواز در می آوردند.

 آشپز خانه که به نام مطبخ یاد می شد بیشتر در بام می بود. در قسمتی از آن چند دیگدان گلی بود یکی نسبتا بزرگ برای مهمانی ها و دیگر برای استفادهٔ روز مره . اطراف مطبخ طاق های گلی بود و در آن  ظروف آشپز خانه چون :کفگیر، اوگردان ،روغن داغ ،چلو صاف … را می گذاشتند و بقیه ظروف از قبیل غوری و دیگ های مسی را در صندق چوبی می گذاشتند و از آن صندق به عنوان ظرف دانی استفاده می کردند.

 اخیرا باید گفت باآنکه بنای خانه های کابلیان خام بود ولی قلب های پر از مهر داشتند و اصالت شان پخته بود. ایشان همچون اعضای خانواده با همدیگر زنده‌گی می‌کردند همسایه ها از حال و احوال همدیگر با خبر بودند. دختران کابلی در موقع بیکای خانه همدیگر می رفتند و دست دوزی یاد می گرفتند گاهی دایره می زدند و آهنگ می خواند. زنان پیچه سفید خمیر را به تنور می بردند و در تنورخانه گرد هم جمع شده تا نوبت پختن نان شان می رسید قصه می کردند. مردان و پسران کوچه گی با هم جهت ادای نماز به مسجد می رفتند کودکان شان دسته جمعی به مکتب می رفتند .کاکه ها در تأمین امنیت منطقه می کوشیدند و از نام و ننگ و ناموس کوچگی ها حفاظت می نمودند . آری کابلیان چنین بودند.


 نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?