شخصیت مهرطلب کیست و چرا آدم ها مهرطلب می‌شوند

 شخصیت مهرطلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر دیگران و تایید آنهاست. مهرطلبی نوعی از بیماری های روانی است که نیاز به درمان دارد. این گونه افراد همواره به خودشان آسیب می‌رسانند و به شدت تحت فشار روانی قرار می‌داشته باشند. در این  نوشته در رابطه به اینکه چرا انسان ها مهرطلب می‌شوند و چگونه خودشان را از این بیماری نجات دهند بحث خواهیم کرد:

عامل عمدهٔ مهرطلب شدن آدم ها بی توجهی پدر و مادر است که از کودکی نیاز عاطفی فرزندان شان را برآورده نساخته اند. یعنی فرزندی که در آوان کودکی مهر و محبت کافی از سوی خانواده به ویژه پدر و مادر دریافته نکرده باشد، به سخن هایش ارزش داده نشده باشد، همواره خواسته هایش سرکوب شده باشد، دچار چنین اختلال روانی‌می‌گردد. در جامعه افغانی ما با تاسف که بیشتری از خانواده ها بدون اطلاع از آموزش های فرزند داری، فرزندان زیاد به دنیا می‌آورند بعدش نمی‌توانند مهر و محبت لازم را نثار ایشان بکنند. اغلب میان فرزند پسر و دختر فرق قایل می‌شوند یکی را بردیگر برتری می‌دهند.  از فرزند شان توقع دارند که همچون بزرگان رفتار و گفتار منطقی داشته باشد بالای حرف های نامناسبش می‌خندند… و از جملات همچون:« چُپ باش به تو گپ نمانده» « کلان کاری نکو»…  در برابر کودکان استفاده می‌کنند و یا بالای کودکان لقب های تمسخرآمیز می‌گذارند و کودک را حقیر می‌سازند.گذشته از خانواده، اجتماع نیز نقش عمدهٔ در مهرطلب ساختن آدم ها دارد. فرض مثال کودکی که نیمهٔ از روزش را در مکتب سپری می‌کند و در مواجه با برخورد های نامناسب آموزگاران و همدرسان احساس حقارت برایش دست می‌دهد. سپس این کودکی که نیاز های عاطفی اش از سوی خانواده  و اجتماع ارضا نشده باشد، محتاج می‌شود. با برخی دوستان  وابسته می‌گردد. شما در جامعهٔ امروزی حتما متوجه دختران و پسرانی  شده باشید که از بام تا شام با دوستان خود از طریق صفحات اجتماعی در تماس اند و با حرف های مهربانانه، محبت گم شدهٔ شان را کسب می‌کنند وقتی مهر و محبتی از سوی دیگران دریافت می‌کنند خرسند گردیده و به هیچ عنوان نمی خواهند ایشان را از دست بدهند. در صورتی که مهر بیرونی را نیز از دست بدهند کاملا سرخورده و ورشکسته می‌شوند. از خصوصیات دیگر این افراد عبارت اند از: تایید شدن از سوی دیگران ، خجالت کشیدن از مطالبهٔ حق خویش، مظلوم نما بودن، حقیر شمردن خویش ، مضطرب بودن.  در برابر بی مهری دیگران از خود واکنش نشان دادن و داد و فریاد زدن ، آسیب رساندن به خود و غیره . اما خانواده ها اکثرا، بروز واکنش فرزندان را نوعی از خودخواهی تلقی کرده و بیشتر از پیش ایشان را سرکوب می‌سازند در ضمن هزار و یک نوع دلیل بر رخ ایشان می‌کشند فرض مثال می‌گویند:« به همین روز بزرگ‌ات ساختم که داد بزنی؟، آب و نانت را تهیه کردم …» از همین قبیل سخنان دیگر. اما فراموش نباید کرد که انسانها علاوه بر نان و آب و لباس به محبت و توجه نیز نیاز دارند که اغلب والدین نمی توانند آن را درک بکنند. ایشان نمی دانند که واکنش و داد و فریاد فرزندان شان از اثر کم مهری خانواده و جامعه شکل گرفته در چنین حالات باید خانواده به ویژه پدر و مادر بکوشند فرزندش را به جای ملامت کردن درک کند. علت واکنش فرزندشان را جویا شوند و با حرف های عاطفی او را قانع بسازند. در چنین حالات فرزند با اندک مهر مادر و پدر دوباره به حالت اولی برمی‌گردد و عصبانیتش را کنار می‌گذارد. و اگر واکنش و حالات فرزند غیر عادی بود به نزد روانپزشک مراجعه گردد.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?