مهمان‌نوازی های کابلیان

رزق ما با پای مهمان می رسد از خوان غیب

میزبان ماست هر کس می شود مهمان ما

رسم مهمان‌نوازی نه تنها ویژهٔ کابلیان است بل همهٔ مردم افغانستان قدردان و مهمان‌نواز هستند.مهمانی رفتن یگانه راهی برای استحکام بخشیدن روابط خانواده ها است . کابلیان با مهمانی رفتن به خانه های همدیگر محبت ، صمیمیت و خلوص نیت خویش را در برابر همدیگر ابراز می کردند و در مهمان‌داری ، هرآنچه از دست ایشان بر می آمد دریغ نمی ورزیدند. وقتی مهمان داخل خانهٔ ایشان می شد با کلمات مهربانانه آنها را به داخل خانه دعوت می کردند.« خوش آمدین ،چشمای ما روشن، افتو از کجا برآمد که آمدین » پس از سلام و احوال پرسی،برای مهمان‌ها چای همراه با توت و چهارمغز ، تلخان یا نقل و نبات می آوردند و مهمان‌ها را به خوردن خوراکی ها صلا می کردند « تو بگی خاک تان شوم مچم چای سبز می خوردین یا سیاه؟» . «پشت تان پشتی است یا نه؟ » به همین طور میزبان ها برای نان شب و چاشت آماده‌گی می گرفتند و بهترین غذا ها و هوسانه ها را برای مهمان‌ها آماده می ساختند. اگر زمستان می بود، مهمان‌ها را در پته های بالای صندلی می نشاندند و غذا های چون لاندی پلو ، شوربا ، زرده پلو ، گوشت قاق … و غیره آماده می ساختند گاهی از خود مهمان ‌ها می پرسیدند که کدام غذا را دوست دارد تا برای شان آماده بسازند

« – توره بخدا بگوین چه ره خوش دارین که بر تان پخته کنم ؟

-‌ قربان دست هایت، پشت دیگ و کاسه نگرد تو بیا یک دقه گک بیشینیم و قصه کنیم

– اقه برت تان لاندی پلو  پخته می کنم مچم خوش دارین یا نی

– از او کده چی بهتر مگم خوده به زحمت نساز گل خوار ما بیگانه نیستیم»

پس از اینکه غذا آماده می شد ، کودکان، آفتابه و لگن را می آوردند دست های مهمان‌ها را می شستند ، دستر خوان را روی صندلی هموار می کردند و غذا را می چیندند. در حین خوردن غذا مهمان‌ها را به خوردن غذا، صلا می کردند

« –  قربان تان شوم بیگانگی نکنین  نان بخورین .

-‌ خانه خود ما است اقه نان مزه دار پخته کدین چطو نخوریم»

پس از صرف غذا ، خانم ها ظروف را می شستند و دیگ ها را گل می کردند سپس چای دم کرده با نقل و نبات برای مهمان‌ها می آوردند و تا ناوقت های شب همه با هم قصه می کردند. محبت و صمیمیت های خویش را بین هم تقسیم می نمودند به همین طور قصه گویی چیستان گویی ، شعر جنگی بین شان ادامه می داشت تا اینکه جای خواب مهمان‌ها را در مهمانخانه با لحاف های اطلس و توار … به بهترین وجه آماده می ساختند . بار ها از مهمان می پرسیدند که جای خواب شان مناسب است و یا خیر« خدا می دانه جای تان خوبش است یا نی؟ پشتی بلند می مانین یا پخش ؟» به همین طور در کنار رخت خواب مهمان ها گیلاس چای ، جای نماز… را آماده می ماندند تا مبادا مهمان‌ها نیاز پیدا کنند.

صبح برای مهمان ها آب وضوء آماده می ساختند و ایشان را برای خواندن نماز بیدار می ساختند مردان با هم به مسجد می رفتند و خانم ها در خانه یکجا با هم نماز می خواندند سپس برای چای صبح برای مهمان‌ها یا کلچه های تنوری گرم می پختند و یا هم حلیم ، جلبی … آماده می ساختند. وقتی مهمان‌ها می خواستند به خانه خویش بروند، جوانان بوت های آنها را پنهان می کردند و نمی خواستند مهمان به زودی از خانهٔ شان برود این کار، بیانگر مهربانی و مهمان‌نوازی کابلیان بود تا اینکه بوت را پیدا می کردند و به بسیار خوشی و رضایت به طرف خانهٔ خویش روانه می شدند. در اخیر میزبان ها از مهمان‌ها بابت کمی و کاستی مهمان‌نوازی شان معذرت خواهی می کردند« خوارک خدا می دانه عزت تان شد یا نی کاش یک دو شو دیگه هم می بودین خوش می شدیم. نی جان خوار ما خو اینه چند شو بودیم حال نوبت شماست منتظر تان هستیم. به همین طور ، رفت و آمد ها صمیمت ها و مهمان‌نوازی ها ادامه می داشت.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?