مولانا : خداوندگار بلخ – قسمت اول

مولانا ، شاعری که از مصرع های اشعارش آیت عشق می بارد. مولانایی که به القاب خداوندگار بلخ ، مولانای روم وملای روم نامبردار شده است، از جمله بزرگترین شاعران قرن هفتم هجری و از چهره های تابناک عرفان و ادبیات فارسی دری بوده است. این شاعر چیره دست، در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شده است. پدرش سلطان العلما بهاوالدین محمد ولد ، از جمله واعظان سر شناس ومشایخ پرآوازهٔ دوران خود بود و با دربار خوارزمشاهیان رابطه داشت. مادرش مومنه خاتون نام داشت و معروف به مامی بود.

مولانا دوران کودکی‌ اش را در بلخ سپری نمود؛ اما بعدا بنابرعواملی مجبورشدند شهرآبایی خویش را ترک بگویند یکی ازعوامل مسافرت خانوادهٔ مولانا نارضایتی سلطان بهاوالدین پدرمولانا ازدربار خوارزمشاهیان وعامل دیگرهجوم چنگیزخان برخراسان در سال ۶۱۶ بود. این عوامل سبب کوچه بدل کردن خانوادهٔ مولانا گردید. ایشان مسافرت خویش را از سال ۶۱۰ آغاز کردند. به باور برخی ها مولانا درحین این مسافرت پنج یا شش سال عمرداشت اما عده یی دیگر متیقن اند که مولانا در این زمان ده یا دوازه ساله بوده است به هر رو خانوادهٔ مولانا از بلخ به هرات، نیشاپو، بغداد، مکه، شام، آذربایجان، چهارسال در ملاطیه و هفت سال درلارنده مسافرت کردند. مادرمولانا درشهرلارنده وفات نمود سپس بنابر دعوت سلطان علاوالدین کیقباد به قونیه ، که مرکز سلطنت سلاجقهٔ آسیای صغیر بود ، رفتند و در تا پایان عمردرهمین شهرماندگارشدند.

مولانا علوم ابتدائیه را از نزد پدرش فرا گرفت پس از وفات پدر برمسندش نشست. چندی بعد یکی از مریدان و شاگردان پدرش زیرنام سید برهان الدین محقق ترمذی به قونیه آمد و به تربیت مولانا همت گماشت. محقق ترمذی مولانا را واداشت تا جهت فراگیری هر چه بیشتری علوم به حلب و دمشق برود مولوی مدت هفت سال در این دو شهر به سر برد و فقه حنفی را تکمیل نمود. پس از این مدت دوباره به قونیه برگشت و مدت پنج سال مصروف تدریس شد. همه روزه به تعداد مریدانش افزوده میشد چنانچه بیشتر از ده هزار مرید داشت اما ملاقات با شمس در سال ۶۴۲  زنده‌گی عرفانی و ادبی ‌اش را به کلی دگرگون ساخت. این ملاقات در واقع انقلابی را در مولانا به وجود آورد.

نام مکمل شمس، شمس الدین محمد، بن علی بن ملک داد تبریزی، عارف بزرگ زمان خویش بود.پژوهشگران به سبب ابهامی که در زنده‌گی اوهست به گونهٔ درست نتوانسته اند تصویر واضح از زنده‌گی او را ارائه دهند. شمس باوجودی که در تصوف مقام برجسته داشت از برخی رشته های دانش نیز بهرور بود. بنابر گفتهٔ افلاکی، درعلم کیمیا، ریاضیات، الهیات، حکمیات، نجوم و منطق بی نظیربود. شمس دنبال شهرت و مقام نبود همیشه به سیر و سفر مشغول بود به همین دلیل او را « شمس پرنده» می خواندند.

ادامهٔ زنده‌گی مولانا، داستان ملاقاتش با شمس، آثار و سبک آن را در قسمت بعدی بخوانید.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?