می خواهی به سعادت ابدی دست یابی؟

وقتی در نهر ایمان داخل شوی و در آب آن غسل کنی به یقین که به سعادت ابدی دست خواهی یافت. شیوهٔ این غسل با غسل های عادی متفاوت است زیرا در مرحلهٔ نخست قلبت را شست‌ وشو می دهی و تا زمانی روی آن آب می‌ریزی تا تیره‌گی هایش که در اثر کینه ورزی ها کدر گشته، دوباره رنگ اصلی‌اش را به خود بگیرد.پس از آن نوبت ذهنت است با حوصله‌مندی تمام لایه های آن را از گرد های افکار منفی پاک کن. مگذار آثاری از پلیدی ها لای آن باقی بماند.بعدا غبار چشمانت را بشو تا دنیا را  آنچنانی که هست ببینی روشن و زیبا. در اخیر وجودت را در آب ایمان فرو ببر و مدت صبر کن تا عطرآن در ذره ذره یی از وجودت داخل گردد پس از آن که از آب بیرون شدی احساس عجیب برایت دست خواهد داد. احساس سبکی و راحتی. دستانت و قلبت لطیف می شوند. آنگاه آیینه یی بردار و خودت را تماشا کن. حیرت زده خواهی شد چون وجودت را گهر نایاب می بینی و چشمانت را چون چهل چراغ روشن و پر جلا. حتا تصورش را نخواهی کرد که این همه زیبایی از آن تو باشد. آری! این تویی. کسی که سالهاست در خود گم گشته است. سالهاست غبار جهل تو را از تو بیگانه ساخته است. حالا که خودت را پیدا کردی نگه‌ات دار. مگذار دوباره ناپیدا گردی. برای اینکه خودت برای خود بیگانه نگردی با تدبیر عمل کن:

گفتار نیک: لگام زبانت را بردست بگیر چون در آن قدرتی نهفته است که تصورش را نخواهی کرد  واژه‌ها، قوی ترین سلاح زبان اند. با یک واژه‌اش قادر است دلی را به دست بیاورد ولی در صورتی‌که سلاح نا مناسب به کار بگیرد ممکن قلبی را بیازارد.پس حرف هایت را سنجیده و جویده به کار ببر مگذار لگامش از اداره‌ات بیرون گردد و حرفی از آن خارج شود که شخصی با شنیدن آن  احساس حقارت کند. پس تا می توانی با حرف هایت عالمی از امید را بر اطرافیانت هدیه بده. این هدیه‌یی در ظاهر بدون خرچ ولی قلب و قلب هایی را می توانی با آن بخری.

کردار نیک: شاعر می گوید: همان بر که کاری همان بدروی – سخن هر چه گویی همان بشنوی به واقعیت که همین‌گونه است. انسان هر دانه یی را که بر سرزمین زند‌ه‌گی اش کشت کند، آب بدهد و بزرگ کند سرانجام همان را می‌درود. ولو حاصلش نیک باشد یا بد. پس چه خوب است بزر سالم را بر زمین حیات خویش زرع کنیم.

پندار نیک:  اندیشه ها و ذهنت ، در واقع حاکم و فرمانروای قلمرو وجودت است و قلب مشاور دست راست آن.زیرا ذهن و نحوهٔ اندشیدن با قلب رابطهٔ تنگاتنگی دارد. آن دو به مشورهٔ همدیگر بر جسم و جان فرمانروایی می کنند. اگر حاکم ،دانا و مشاور آن پاک و بی ریا باشد ، سلطنت وجود را به قلعه های بلند انسانیت صعود می دهند در غیر آن پایه های سلطنت وجود ، سست و کم مایه گشته به زودی رو به زوال خواهد گشت. علاوه بر تباهی خود آدم های دور و برش را نیز تخریب می‌کند.پس برای سعادت ابدی پایه های ایمانت را مستحکم بدار و جاویدانه زنده‌گی کن.


نوشته از:مطواع کبیر

 

How
You Feel
In Kabul?