نقش فامیل و مکتب در شکل گیری افکار تعصب آمیز

 تعصب یعنی وابستگی افراطی به چیزی و نادیده گرفتن غیر آن است. انسانهای متعصب، نظر به دلبستگی و تمایل کورکورانه یی که نسبت به مسائل قومی، مذهبی  و زبانی دارند، بنابر دلایلی که نزد خودشان موجه است از این پدیده ها حمایت  میکنند،. دلایل بیشماری مبنی بر متعصب  ساختن افراد وجود دارد اما در میان انبوهی از انگیزه های تعصب‌آور،  نقش خانواده و مکتب در متعصب ساختن افراد چشمگیر است. انسان ممکن در هر سن و سالی افکار متفاوت داشته باشد، اما مهم ترین دوره یی که افکار اساسی انسان شکل می گیرد، دوران کودکی است که معمولاً در محیط خانواده و مکتب سپری می شود. در این نوشته تا جایی سعی کردیم که نقش این دو محیط مهم را در شکل گیری افکار تعصب آمیز بررسی کنیم.

محیط فامیلی:  زمانی که انسانها پا به جهان هستی می گذارند توانایی های ایشان خیلی اندک است نمی توانند راه بروند نه حرف بزنند و نه هم کاری دیگری از دست شان بر می آید ایشان رفته رفته رفتار خانواده را آلگو برداری می کنند با دستان کوچک خویش انگشتان پدر و مادر را محکم گرفته و قدم زدن را می آموزند و در کنار این یادگیری ها حتا افکار والدین را نیز الگو برداری می کنند در خانواده یی که حرف از تعصب و بد بینی ها وجود داشته باشد طبیعی است که بالای کودکان آنها تأثیر گذاشته و کینه های ناشی از تعصب را در قلب خویش می پرورانند تا از ایشان فرد متعصبی ساخته می شود به گونه نمونه، وقتی شخصی در کودکی مدام از والدین خود بشنود که با اطفال فقیر بازی نکند از فقیران دور باشد. اینجاست که در ذهن کودک نسبت به فقر و فقرا تعصبی به وجود میاید و باعث می شود که مال و متاع دنیا و ثروت و دارایی برای او ملاکی از انسانیت تبدیل شود و همه جا حق فقیر را ضایع کند. و یا اینکه در پیوند به مذاهب دیگر زشت گفته شود کودکان خانواده ذهنیت بدی در رابطه به قوم و مذاهب و زبانهای دیگر پیدا می کنند و تعصب می ورزند.

مکتب ها و دیگر کانون های علمی: آغاز تفکر های قالبی و یا هم تبعیض آمیز، تنها فامیل نبوده بل زمانیکه طفل برای اولین بار از محیط خانه به مکتب می رود و در آنجا با چهره های متفاوت و لباس های مختلف و لهجه های کودکان دیگر آشنا می شود. مکاتب و دیگر کانون های علمی بهترین محیطی است که بالای افکار و نظریات نوجوانان تاثیر وارد می کند. در جهت مثبت این محیط در افکار و نظریات نوجوانان در اثر تعلیم و تدریس تغییر مثبت وارد می کند و تنگ نظری ها و روش های متفاوت که در فامیل کسب نموده بودند در اثر تعلیم و تدریس از بین می رود. ولی در جهت منفی که متاسفانه امروز شاهد هستیم، تعصبات بصورت مستقیم و غیر مستقیم در مکاتب و مدارس در ذهن طفل تزریق می شود و طفلی که در خانوده درس ابتدایی تفوق زبانی و قومی و مذهبی را آموخته در مکاتب تقویه و دسته بندی می شود.


نوشته از: الهه مقصودی

How
You Feel
In Kabul?