چند نمونه از ادبیات گفتاری نه چندان جالب –مزخرف- در کابل

چندین دهه جنگ به فرهنگ گفتاری مردم آسیب‫های فراوانی زده است مردم افغانستان رفته رفته واژه‫ها و جمله‫های نه چندان جالب و مزخرفی را در گفتار شان استفاده می‫کنند که هر روز در حال گسترش هم هست. این واژه‫ها و جمله‫ها را در اصطلاح زبان‫شناسی کلمات مزخرف (‫Vulgarism) یا واژه‫های دغل و بی‫ادبانه می‫گویند که در شکل‫های نطق شفاهی از آن کار گرفته می‫شود و بعضی وقت‫ها در نطق آزاد ادبی و رسمی نیز استفاده می‫شود. کاربرد این واژه‫ها گاهی جنبه‫ی استهزا و شوخی دارد و گاهی هم به هدف توهین طرف مقابل استفاده می‫شود. متاسفانه استفاده از این کلمه‫ها میان مردم افغانستان به‫خصوص مردم کابل زیاد شده است که در دراز مدت می‫تواند سخت روی ادبیات و فرهنگ زبانی تاثیر سو بگذارد. در این نوشته به چند نمونه‫ی از این نوع کلمه‫ها و جمله‫ها پرداخته شده است.

قواره (اصل: چهره): کاربرد این واژه دو بعدی است. یکی جنبه‫ی شوخی دارد که دوستان از صمیمیت زیاد همدیگر شان را قواره می‫گویند. اما در بعد دیگر مفهوم رکیک دارد. به‫طور مثال می‫گویند: «قواره‌اش از دیدن نیست» یعنی چهره‌اش زشت است.

خوده سر ما ایلا نتی: این جمله، مدت کوتاهی می‫شود که مردم از آن بیشتر در زبان گفتاری استفاده می‫کنند. بیشتر مردم این جمله را زمانی می‫گویند که کسی غرور بیجا داشته باشد و یا فخر فروشی کند.

جمپ ره سر ما نمیگیری: از این جمله هم مردم زمانی استفاده می‫کنند که کسی بیش از حد مغرور شود و به دوستان و اطرافیانش توجه نشان ندهد.

کله گاو: به کسانی که سر بزرگ داشته باشند این واژه را به کار می‫گیرند.

خمیر خان: به کسانی که از چاقی مفرط اندام برخوردار هستند، خمیر خان می‫گویند. در ضمن به مردمان چاق، برزنگی هم می‫گویند.

اسکلیت: به آنانی که  لاغر هستند اسکلیت می‫گویند.

پُچُل: در موقع جنگ، پسران همدیگر شان را پچل می‫گویند که به معنای بی‫زور و ناتوان.

خمندُک: به کسی که در عین چاقی قد پست نیز داشته باشد، این واژه را به کار می‫برند.

سپنده: به کسانی که بی‫رقم چاق باشند، سپنده می‫گویند.

بلستی: به کسانی که قد پست دارند، بلستی و یا هم قدو می‫گویند.

متاسفانه تعداد این نوع واژه‫ها و جمله‫ها خیلی زیاد است. مردم برای کسانی که گوش بزرگ داشته باشد، گوش‌پکه، اگر چشمان بزرگ داشته باشند «لقو»، اگر سفید باشند شیر برنج بی‫نمک، در غیر آن زردمبوک، سرخه، گوره، سیاه گک و … می‫گویند که زیاد جالب نیست. بعضی‫ها نام حیوانات را روی همدیگر می‫گذارند. به‫طور مثال‫: سگ، خر، شادی، خوک، کورموش، چهارپا و غیره می‫گویند. استفاده از این واژه ها در دراز مدت، سخت به ادبیات گفتاری صدمه وارد می‫کند.

How
You Feel
In Kabul?