کوچهٔ عاشقان و عارفان لنگر کوچه های کابلیان

عاشقان و عارفان کوچه بزرگی شهر کابل است و در داخل آن کوچه ها و پس کوچه های زیادی قرار دارد. نام این کوچه برگرفته از زیارت عاشقان و عارفان است. این زیارت در قسمت مرکزی این کوچه موقعیت داشته و از اهمیت خاصی برخوردار است چون آرمگاه دو برادر شهید عاشقان( عبدالسلام) و عارفان( عبدالصمد) پسران خواجه عبدالله انصاری در آن قرار داشته  و به اهمیت معنوی آن افزوده است. آرمگاه عاشقان و عارفان از قدیمی‌ترین آرمگاه های شهر کابل بوده و قدمت آن به باور برخی ها به زمان خلیفهٔ سوم اسلام حضرت عثمان ( رض) رسیده و به باوره عده یی دیگر به زمان  حکومت امویان و سامانیان  می رسد.

عاشقان و عارفان دو برادرانی بودند که ازسوی بهرام شاه غزنوی ـ شاه غزنه ـ به غزنی خواسته شده اند سپس به کابل آمدند و نگهداری شهر کابل را به عهده گرفته اند و در راه دفاع از خاک ما  شهید شدند. از آن تاریخ به بعد مقبرهٔ هردو جوان شهید را زیارت ساخته اند و نام کوچه را به حرمت آنها به نام خود شان مسمی ساختند. مردم وقتی به این زیارت می روند طبق رسم گذشته ها ابتدا باید به زیارت برادر بزرگ یعنی عاشقان بروند و پس از آن به زیارت عارفان که در کنار مسجد قرار داشته و شبیه مقبرهٔ عاشقان است برای رسیدن به آن مقبره ها باید دهلیز تنگ  و نسبتا تاریک را طی کنند تا به مقبره ها برسند در انتهای دهلیز ها اتاقی است و در وسط اتاق قبر طولانی پوشیده با پارچه های سبز زری و در روبروی مقبره، تابلوی در دیوار نصب است که در آن تاریخچهٔ ساخت و ساز آرامگا حک شده است. هر دو ساختمان دارای نقش و نگار های چوبی و قدیمی بوده که بیانگر صنعت معماری کابل قدیم است.

کابلیان از سایر کوچه ها و حتا از مناطق دیگر کابل روز های چهارشنبه و پنجشنبه به این زیارت می آمدند ، بند بسته می کردند ، نذر به گردن می گرفتند و زمانی که به مراد شان می رسیدند. دیگ حلوا و نان خشک و یا هم کشمش و نخود با خود به زیارت می آوردند و به مردم داخل زیارت تقسیم می کردند. در گذشته ها کودکان فقیر در دهن دروازه زیارت و در داخل حویلی آن منتظر می ماندند تا کسی نذری بیاورد و برای شان تقسیم کند. یگانه کسب این کودکان همانا نذر جمع کردن بود و از آن طریق نان شب و روز خود را بدست می آورند.

بانو زینب  محمدی، بانوی کهن سال که  دوران کودکی و نواجوانی اش را در این کوچه سپری نموده است و اکنون هشتاد و پنج سال از عمرش می گذرد ، در رابطه به کوچهٔ آبایی‌اش می گوید:« کوچه ما یک کوچه کلان بود در میان آن کوچه ها و پس کوچه های زیادی وجود داشت یکی کوچهٔ سه دکان بود چون در آن سه دکان بقالی وجود داشت. دیگر کوچه چقرک بود زیرا این کوچه نسبت به کوچه های دیگر چقر بود به نام چقرک مشهور بود.کوچه دیگر به نام کوچه فقیرکا مشهور بود و چکه چور های عاشقان عارفان یعنی مردمی که از وضیعت اقتصادی خوبی برخوردار نبودند در این کوچه زنده‌گی می کردند. کوچه های دیگر به نام کوچه بالا قلعه ، کوچه قاضی بود در ضمن لیسهٔ ابتدایهٔ عاشقان و عارفان نیز در این منطقه قرار داشت. بانو زینب اضافه کرده گفت اکنون نمی دانم این کوچه ها به همین نام ها باقی مانده یا تغییر کرده است.» شاید این کوچه ها به همان نام ها باقی مانده باشد اما رسم و عنعنات آن تا جای دست خوش تغییر شده است.


نوشته از: مطواع کبیر

How
You Feel
In Kabul?