۱۰ ضرب‏المثل‏ جالب هزاره‏گی

هزارهگی، گویشی از زبان فارسیدری است که هزاره های افغانستان با آن صحبت میکنند. در این نوشتهی کوتاه، چند نمونهی از ضربالمثلهای عامیانه و اصیل هزارهگی را ذکر میکینم که در اکثر منطقههای هزارهها از آن استفاده میشود.

صاف ره سرخ خوردوم، دوغ ره پوک کِیده اُوچی مونوم

این ضربالمثل بیشتر برای ندامت و پشیمانی استعمال میشود و حالت کنایه را بهخود دارد. بهطور مثال: شما کاری برای کسی انجام میدهید و آن شخص کارهای شما را نادیده میگیرد و از شما تشکری هم نمیکند. این ضربالمثل در همین مواقع میتواند استفاده شود.

“دایه که کَلو شد، سر باچه کِیل میه”

این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که در یک کار چندین شخص مداخله داشته باشد و هر کس نظر به سلیقهی خویش کاری را از پیش ببرد. درآخر هم به نتیجه نرسند و کار به خوبی پیش نرود.

“پایخو، قَدَرِ کونجیلیِ آتی خو دِراز کو”

این ضربالمثل بیشتر در مقابل انسانهای سنت شکن و تنوعخواه استعمال میشود. این جمله، کوشش میکند که مانع سنتشکنی و یا هم تغییر برنامههای زندگی شخص سنتشکن شود. بهطور مثال: اگر شخصی بخواهد در هزارهجات، استایل موی خویش را تغییر دهد و یا در طرز پوشیدن لباس خویش تغیراتی ایجاد کند، از ضربالمثل فوق برایش استفاده میشود. علاوه بر این، از این جمله برای کسانی استفاده میشود که زیاده از حد خود در اموری که مربوط شان نمیشود، دخالت میکنند.

“نرم دیده، چوقور کَرنَه”

این ضربالمثل بیشتر برای آدمهای کمرو و بیتعارف استفاده میشود و شکل کنایه را دارد. بهطور مثال: شما کسی را یکبار بهخانهی تان دعوت میکنید و آنشخص بعد از آن هر روز دم دروازهی تان سبز میشود و هر لحظه مزاحمت میکند.

“قلوخ دَه آو اِیشته تیر مُوشه”

این ضربالمثل بیشتر برای کسانی استفاده میشود که تمام کارها را پیشپا افتاده و کمقدر میدانند. آنان از روی کارها، بیپروا عبور میکنند. بهطورمثال: دست کسی میشکند و او بهجای اینکه پیش داکتر برود و دستش را مداوا کند، دست خود را با تکه میپیچد و به آن اکتفا میکند.

“مَزاغ قد هم قوراغ”

این ضربالمثل میان مردم، کاربرد زیادی دارد و اکثر برای کسانی استفاده میشود که بدون درنظرداشت جا و مکان مناسب با انسانهای بزرگتر از خود مزاق و خیلهخندی داشته باشند. این جمله را مردم بیشتر برای پند و نصیحت هم استفاده میکنند.

“آو پیش دَرگه و دختر بین خانه قدر نَدره”

این ضربالمثل بیشتر در مورد کسانی استفاده میشود که داشتههای خود را نادیده میگیرند و بیشتر در مورد داشتههای دیگران فکر میکنند.

“سگ که روز قوچه کد، ده امید شاو شی نشی”

ضربالمثل فوق متوجه اشخاصی است که صرف در گپ و گفتارخود قوی بوده و در عمل کاری از پیش برده نمیتوانند. بهطور مثال: شخصی در مجلسها مینشیند و حرفهای زیادی میزند. بعد میگوید: این کار را میکنم، آنکار را میکنم ولی در عمل هیچکاری کرده نمیتواندو یا انجام نمیدهد.

“پشت آو رفته، بیل دیست نموشه”

این ضربالمثل در مورد کاری است که انجام شده و گذشته است. صحبتکردن در مورد آن و یا بازگرداندن آن بهشکل سابق و اولی امکان ندارد.

“خانه ده خوست، کِشت ده لوگر”

این ضربالمثل بیشتر در مورد اشخاصی صدق میکند که در کارها و زندگی خود، بیبرنامه هستند. خودشان در یکجای؛ کار و زندگی شان در جای دیگری باشد. بهطور مثال: خانهی من در کابل است و وظیفهام در غزنی و من از روی مجبوریت هر روزه، صبح غزنی و شب دوباره کابل هستم. دراینجاست که ضربالمثل فوق صدق میکند.

How
You Feel
In Kabul?